برخی از انسانها به رغم آن که امام نیستند، ولی جایگاه و مقام بلندی دارند، که این جایگاه را به خاطر قابلیتها و اعمال خود کسب کردهاند. حضرت عباس (ع) حضرت زینب (س) و حضرت معصومه (س) از این انسانها هستند که جایگاه و مقامی بس بلند دارند. امام سجاد (ع) در ترسیم جایگاه ابوالفضل (ع) فرمود: "رحم الله الله عمی العباس فلقد آثر و أبلی وفدا أخاه بنفسه حتی قطعت یداه فأبدله الله عزوجل بهما جناحین یطیر بهما مع الملائکة فی الجنة کما جعل جعفر بن ابی طالب. و انّ العباس عند الله تبارک و تعالی منزلةّ یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة؛ خدا رحمت کند عمویم عباس را که در آن مقام ایثار، گذشت، فداکاری، جانبازی، قطع شدن دستانش و یافتن بال پرواز در بهشت با جعفر طیار و فرشتگان مطرح است. عمویم عباس نزد خدا مقامی دارد که روز قیامت، همه شهیدان به آن غبطه میخورند و رشک میبرند".حضرت زینب (س) نیز از فضایل و مناقب بسیاری برخوردار بود آن حضرت راوی حدیث از حضرت فاطمه زهرا (س) و اسماء بنت عمیس بود و در برخی از علوم دیگر مانند علوم قرآن و تفسیر مرتبهی بالایی داشت.
حالا ببينيم امام صادق چه فرمودند: السلام عليک ايها العبد اصالح، المطيع لله و لرسوله و لاميرالمؤمنين والحسن و الحسين اين اولين جمله زيارت آقا اباالفضل است براي اباالفضل شناسي بسم الله از اينجا شروع مي شود آقا اباالفضل در مقابل امامش سر سوزني جلوه ندارند فکر نکنيد آقا اباالفضل در روز عاشورا به فناي امام حسين حلول کرده فداي پاشنه در سيد الشهدا شدند نه از ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد، و اباالفضل تماشا کردند ،عشق پيدا شد وآتش به همه عالم زد،و هرکس ميخواهد اباالفضلي بشه بايد اولين قدم المطيع لله و لرسوله شود بايد هيچ اظهار رأي در مقابل امام زمانت نداشته باشي .
کان عمّنا العباس نافذ البصيرة سلب الايمان .
سلب يعني أشد ، و اين نا که به عمّ متصل شده يک شرافت بزرگ است براي حضرت چرا که همه ائمه اورا عموي خود دانسته اند .
سرّ
اين که حضرت اباالفضل ايمان سلب داشته اند در کلمات خودشان آمده است . در
روز عاشورا با شخصي به نام مارد بن سدي شروع به مبارزه کردند و در حين
مبارزه شروع به خواندن خطبه کردند و فرمودند : فأنا بن علي لا أعجز من
مبارزة الأقران و ما أشرکتُ بالله لمحة بصر يعني من فرزند علي هستم که در
مبارزه با شجاعان عرب هيچ عجزي ندارم و من به اندازه يک چشم بر هم زدن به
خدا شرک نورزيده ام . اين جمله نشانه عصمت حضرت است يعني از همان کودکي نه
شرک خفي و نه شرک ظاهري داشته اند .
وجود آقا اباالفضل را بايد فوق ايشان تعريف کنند چون افراد کوچک براي
تعريف از بزرگان اول آنها را کوچک مي کنند بعد به اندازه فهم خود تعريف مي
کنند. لذا نزد امام صادق مي رويم تا بتوانيم از آقا اباالفضل شناخت پيدا
کنيم .
از لحاظ ظاهري آقا اباالفضل از همسر سوم امير المؤمنين فاطمه ام
البنين در سال 26 هجرت در 4 شعبان آن سال متولد شدند ، اما بهتر است کلنگ
تفکر را برداريم و ساده از کنار سخنان اهل بيت نگذريم .
امام صادق عليه السلام : کان عمنا العباس نافذ البصيرة سلب الايمان جاهد مع ابي عبدالله الحسين و أبلي ببلاء حسن و مضي شهيدا
بصيرت نور دل است همان طور که بصر نور چشم است کسي که بصيرت دارد به هر چه نگاه کند همان طور که است مي بيند .
فاطمه بضعه منی
فمن آذاهـا فـقـد اذانی و من احبـها فـقـد احبنی
فاطمه پاره وجود من است، هر که او را بیازارد مرا آزار داده و
هر که او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده است.
(بحارالانوار،ج43ص29)
ما من رَجُلٍ تَکبّرَ أَو تَجبَّرَ الّا لذلَّةٍ یَجدُها فی
نََفسِهِ
هیچ مردی نیست که تکبر بورزد یا خود را بزرگ بشمارد مگر بخاطر ذلتی که
در نفس خود می یابد
(جهادالنفس، ح585)
معراج مؤمن
پیامبر (ص ) :
نماز، معراج مؤمن است .
( کشف الاسرار، ج 2، ص .676 سرالصلوة ، ص 7، اعتقادات مجلسی ، ص 29)حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
)بحار الانوار ، ج 70، ص 249(
امام صادق(ع) فرمودند:
آدمى بنده خالص خدا نمى شود تا آنگاه که ستایش و نکوهش نزد او یکسان شود.
(بحارالانوار،ج۷۳ص۲۹۴)
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی.
(شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ، ج 16 ، ص 211)حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.
)دلال الامامه و کنزالعمال ، ج 7، صامام صادق علیه السلام فرمودند:
هرکس نماز را سبک بشمارد ، بشفاعت ما دست نخواهد یافت. (فروع کافی،ج3،ص270)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
اولین چیزی که از انسانها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است .
(کنز العال،ج 7،حدیث 18859)(گمان كرديد ممكن است پيامبر به شما خيانت كند؟! در حالى كه) ممكن نيست هيچ پيامبرى خيانت كند! و هر كس خيانت كند، روز رستاخيز، آنچه را در آن خيانت كرده، با خود (به صحنه محشر) مىآورد؛ سپس به هر كس، آنچه را فراهم كرده (و انجام داده است)، بطور كامل داده مىشود؛ و (به همين دليل) به آنها ستم نخواهد شد (چرا كه محصول اعمال خود را خواهند ديد) . (161)
اما آنها كه كافر شدند، (و پس از شناختن حق، آن را انكار كردند،) در دنيا و آخرت، آنان را مجازات دردناكى خواهم كرد؛ و براى آنها، ياورانى نيست. (56)
اما آنها كه ايمان آوردند، و اعمال صالح انجام دادند، خداوند پاداش آنان را بطور كامل خواهد داد؛ و خداوند، ستمكاران را دوست نمىدارد.» (57)
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
الم (1)
معبودى جز خداوند يگانه زنده و پايدار و نگهدارنده، نيست. (2)
(همان كسى كه) كتاب را بحق بر تو نازل كرد، كه با نشانههاى كتب پيشين، منطبق است؛ و سخللّهتورات» و «انجيل» را. (3)
كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مىكنند، همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند؛ كه در هر خوشه، يكصد دانه باشد؛ و خداوند آن را براى هر كس بخواهد (و شايستگى داشته باشد)، دو يا چند برابر مىكند؛ و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسيع، و (به همه چيز) داناست. (261)
از بنى اسرائيل بپرس: «چه اندازه نشانههاى روشن به آنها داديم؟» (ولى آنان، نعمتها و امكانات مادى و معنوى را كه خداوند در اختيارشان گذاشته بود، در راه غلط به كار گرفتند.) و كسى كه نعمت خدا را، پس از آن كه به سراغش آمد، تبديل كند (و در مسير خلاف به كار گيرد، گرفتار عذاب شديد الهى خواهد شد) كه خداوند شديد العقاب است. (211)
همانگونه (كه با تغيير قبله، نعمت خود را بر شما كامل كرديم،) رسولى از خودتان در ميان شما فرستاديم؛ تا آيات ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاك كند؛ و به شما، كتاب و حكمت بياموزد؛ و آنچه را نمىدانستيد، به شما ياد دهد. (151)
پس به ياد من باشيد، تا به ياد شما باشم! و شكر مرا گوييد و (در برابر نعمتهايم) كفران نكنيد! (152)
اى افرادى كه ايمان آوردهايد! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد! (زيرا) خداوند با صابران است. (153)
گفت: خداوند مىفرمايد: «گاوى باشد كه نه براى شخم زدن رام شده؛ و نه براى زراعت آبكشى كند؛ از هر عيبى بركنار باشد، و حتى هيچگونه رنگ ديگرى در آن نباشد.» گفتند: «الان حق مطلب را آوردى!» سپس (چنان گاوى را پيدا كردند و) آن را سر بريدند؛ ولى مايل نبودند اين كار را انجام دهند. (71)
و (به ياد آوريد) هنگامى را كه فردى را به قتل رسانديد؛ سپس درباره (قاتل) او به نزاع پرداختيد؛ و خداوند آنچه را مخفى مىداشتيد، آشكار مىسازد. (72)
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
الم (بزرگ است خداوندى كه اين كتاب عظيم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده). (1)
آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد؛ و مايه هدايت پرهيزكاران است. (2)
(پرهيزكاران) كسانى هستند كه به غيب (آنچه از حس پوشيده و پنهان است) ايمان مىآورند؛ و نماز را برپا مىدارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنان روزى دادهايم، انفاق مىكنند. (3)
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر (1)
ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است. (2)
(خداوندى كه) بخشنده و بخشايشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته). (3)
(خداوندى كه) مالك روز جزاست. (4)
(پروردگارا!) تنها تو را مىپرستيم؛ و تنها از تو يارى مىجوييم. (5)
ما را به راه راست هدايت كن... (6)
راه كسانى كه آنان را مشمول نعمت خود ساختى، نه كسانى كه بر آنان غضب كردهاى، و نه گمراهان. (7)
(حدیث 1) امام رضا علیه السلام فرمودند:
تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا
به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.
(بحارالانوار،ج78،ص 347)
1ـ توجه امام مهدى (عج) به شيعيان خويش
انا
غير مهملين لمراعاتكم, و لا ناسين لذكركم, و لو لا ذلك لنزل بكم اللاواه,
واصطلمكـم الاعداء. فـاتقـوا الله جل جلاله و ظاهـرونـا.(1)
ما در
رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم,كه اگر جز
ايـن بود گرفتاريها به شما روى مىآورد و دشمنان, شما را ريشه كـن مى
كردند. از خدا بترسيد و مارا پشتيبانى كنيد.
اين بنده حقير را دعا كنيد
خدايا ما را آني و كمتر از آني به خودمان وامگذار
برخي ناآگاهانه چنين پنداشته اند كه ظهور حضرت مهدي پس از غيبت همان رجعت است ، در حاليكه چنين نيست . زيرا غيبت از نظر شيعه جز زندگي آن حضرت در اين جهان ماده به صورت يك فرد ناشناخته چيز ديگري نيست و شيعه حضرت مهدي را زنده مي داند ودر انتظار ظهور حضرتش بسر مي برد . اما رجعت به معني زنده شدن گروهي از مؤمنان و كافران و بازگشت آنان به دنياست و به هيچ روي با غيبت ارتباط ندارد . روايات رجعت در كتب شيعه موجود است و هر كس با مراجعه به آنها در مي يابد كه هيچگاه در هيچ روايتي ، قيام امام عصر را رجعت نخوانده اند و هرگز كسي آن حضرت را مرده نمي داند تا ظهورش را بتوان رجعت خواند . گذشته از اين ، اگر رجعت همان انتظار ظهور منجي باشد ، نبايد شيعه را به خاطر داشتن چنين اعتقادي نكوهش كرد ، چرا كه برخي از فرق اسلامي ـ حتي از اهل تسنن ـ نيز بر اين عقيده بوده و چشم به راه ظهور شخصيتي از نسل رسول گرامي هستند .
لم اعبد ربا لم اره.(على عليه السلام)
حقيقت عبادت تعظيم و طاعت خدا و چشم پوشى از غير اوست،بزرگترين فضيلت نفس ستايش مقام الوهيت و تقرب جستن بساحت قدس ربوبى است،عبادت اگر با شرايط خاص خود انجام شود مقام بسيار بزرگ و افتخار آميزى است چنانكه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بوسيله كلمه عبد تجليل شده و قبل از عنوان رسالت عبوديت او قيد گرديده است:
اشهد ان محمدا عبده و رسوله.
شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت=و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشههاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مىبردند، چون به تكريت رسيدند،مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين«ع»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا»
فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هديهم الله و اولئك هم اولو الالباب.
(سوره زمر آيه 18)
ما در اين فصل از برادران محترم اهل سنت تقاضا مينمائيم كه ذهن خود را از هر گونه انديشه و ايدهاى خالى ساخته و سپس بحكم عقل و منطق مانند شخص بى طرفى به نحوه استدلالات ما كه در فصول مختلفه كتاب بدانها اشاره شده است توجه نموده و از روى عقل سليم در اينمورد قضاوت فرمايند و چنانكه آيه شريفه فرمايد (فيتبعون احسنه) اگر سخنان ما مورد پسند آنان واقع گرديد آنها را بدون اعمال تعصب بپذيرند و يقينا ميتوان گفت كه چنانچه حضرات سنيان تعصب خشگ و تقليد بيجا را كنار گذاشته و در رد و قبول مطالب عقل و منطق را جايگزين آن گردانند بطور حتم از مندرجات اين كتاب با حسن نيت استقبال كرده و در افكار و عقايد خود تجديد نظر خواهند نمود و منظور نگارنده از شرح عقايد فريقين تشديد اختلاف و يا ايجاد تفرقه و پراكندگى ميان مسلمين نيست بلكه هدف و مقصود اصلى توضيح و بيان حقيقت امر و راهنمائى و نصيحت برادران محترم است و در هر حال فريقين بايد وحدت خود را در برابر ملل غير اسلامى و غير مذهبى كاملا حفظ نمايند كه از وصاياى پيغمبر اكرم حفظ و نگهدارى كلمة التوحيد و توحيد الكلمة است.
حديث اول: حريم پاك.
عن النبى (ص) قال:
... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) در ضمن حديث بلندى مىفرمايد:
كربلا پاكترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگترين بقعهها است و الحق كه كربلا از بساطهاى بهشت است.
بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نيز كامل الزيارات، ص
بخش اول
امروز دهم محرم سال شصت و يك
هجرى است. امام(ع)بـا 20 تـن از يارانش بـه سوى خيمه اى كه بـين دو سپـاه بـر پـا
شده است، حركت مى كند. همه، طبـق سفارش او، پـشت خيمه توقف مى كنند مگر بـرادرش
ابوالفضل و فرزندش على اكبر(عليهماالسلام)كه در پى آن حضرت وارد خيمه مى شوند.
عمربن سعد هم با 20 تن از سران سپاه شام بـه همان خيمه نزديك مى شود. از آن جمع،
تنها ابـن سعد بـا غلام و پـسرش ((حفص)) وارد خيمه مى گردند.
دو فرمانده در مقابل هم قرار مى گيرند. هر يك تلاش مى كند ديگرى را بـه راه دلخواه خويش بـكشاند. ابـن سعد مى گويد: اى حسين، يا مرگ يا بيعت!
محمـدابـراهيـم ايزدخـواه
امام(ع) در سـوم يا چهارم شعبان سال چهارم هجرى در
مـدينه ديده به جهان گشـود. 6 سال در زمان جـدش، 30
سال در كنار پـدرش و 10 سال در كنار بـرادر و پـس از
آن 10 سال در اوج قـدرت معاويه با وى مبارزه كرد و
سـرانجام در محـرم 61 هجـرى در كـربلا به شهادت رسيد.
تولد امام حسين(ع)
امام رضا(ع) مى فرمايد: چون حسيـن(ع) متولد شد و او را
نزد رسول اكرم(ص) آوردند، حضرت در گـوش هاى وى اذان و
اقامه گفت و مراسـم نامگذارى به پايان رسيد. پيامبـر
او را بـوسيـد و گـريه كـرد و فرمـود: ((تـو را
مصيبتـى عظيـم در پيـش است. خـداوند لعنت كند كشنده او
را.)) در روز هفتم نيز پس از ايـن كه برايش ((عقيقه))
كرد، از شهادت او خبـر داد و فرمـود: ((گروهـى كافـر
ستمكار از بنى اميه او را خواهند كشت.))
انا وضعت فى الصغير بكلاكل العرب و كسرت نواجم قرون و ربيعة و مضر.
(نهج البلاغه خطبه قاصعه)
صفت شجاعت يكى از اركان اصلى فضائل نفسانى است و عبارت است از عدم تزلزل نفس در امور خطيره و هولناك،و مظهر تام و مصداق حقيقى آن وجود على عليه السلام بود.
اگر چه در فصول پيشين ضمن شرح خدمات نظامى آنجناب چه در غزوات رسول اكرم صلى الله عليه و آله و چه در جنگهاى دوران خلافتش (جنگهاى جمل و صفين و نهروان) شمهاى از هيبت و شجاعت او نگارش گرديد ليكن هر چه در اينمورد گفته و نوشته شود اندكى از بسيار و يكى از هزار بيشتر نخواهد بود.
منطقه ((شـورابـوى)) از تـوابع ((هوى گنج سيلهت)) در شمال شرقى بنگلادش از صدها سال پيـش به عنـوان منطقه عاشقان اهل بيت(عليهم السلام ) به ويژه اصحاب كساء و پنج تـن آل عبا معروف است در اين منطقه در روزهاى دهه محرم و به ويژه تاسـوعا و عاشـورا از حدود 30 روستاى پيرامون آن، زنان و مردان ضمـن راهپيمايى به سوگوارى مى پردازند. سـوگـواران شامل زن مرد و كـودك كه همگى از پيروان اهل سنت هستنـد در ايام عاشـورا به ياد شهداى كـربلا روزه دار و پا برهنه مى شـوند.
اصحاب شهادت طلب و با وفاى سيد الشهدا«ع»،نمونه بارز آگاهى،ايمان،شجاعت و فداكارى بودند و فضيلت آنان بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد.رواياتى در فضيلت ياران امام وارد شده است.(1) خصوصيات آنان نيز در برخى كتب آمده است.(2)
مرورى بر زيارتنامههاى شهداى كربلا،فضيلتهايى چون وفاى به عهد،بذل جان در نصرت حجت خدا،وفا دارى به امام و...را ياد آور مىشود.ويژگيهاى افراد جبهه حسينى به تعبير يكى از پژوهشگران چنين است:
1ـاطاعت محض و عاشقانه 2ـ هماهنگى كامل با رهبرى(تا جايى كه بدون اجازه نمىجنگيدند)
در اين قسمت،حوادثى را كه در ارتباط با نهضت عاشورا در شام،مدينه،كوفه،مكه،كربلا و...به ترتيب زمانى اتفاق افتاده است،مىآوريم:
15 رجب 60 هجرى:مرگ معاويه در شام و نشستن يزيد به جاى پدر.
28 رجب 60:رسيدن نامه يزيد به والى مدينه مبنى بر بيعت گرفتن از حسين«ع»وديگران.
29 رجب 60:فرستادن وليد،كسى را سراغ سيد الشهدا و دعوت به آمدن براىبيعت،ديدار امام حسين«ع»از قبر پيامبر و خدا حافظى،سپس هجرت از مدينه،همراه بااهل بيت و جمعى از بنى هاشم.
3 شعبان 60:فرستادن وليد،كسى را سراغ سيد الشهدا و دعوت به آمدن براى بيعت،ديدار امام حسين«ع»از قبر پيامبر و خداحافظى،سپس هجرت از مدينه،همراه با اهل بيتو جمعى از بنى هاشم.
قرآن سخن پيامبران گذشته را كه نقل مىكند مىگويد همگان گفتند:«ما از مردم مزدى نمىخواهيم، تنها اجر ما بر خداست».اما به پيغمبر خاتم خطاب مىكند:
قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى (1) .
بگو از شما مزدى را درخواست نمىكنم مگر دوستى خويشاوندان نزديكم.
ان ههنا لعلما جما (على عليه السلام)
در مورد علم امام و پيغمبر عقايد مردم مختلف است گروهى معتقدند كه علم آنان محدود بوده و در اطراف مسائل شرعيه دور ميزند و جز خدا كسى از امور غيبى آگاه نميباشد زيرا آياتى در قرآن وجود دارد كه مؤيد اين مطلب است من جمله خداوند فرمايد:
و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو)
(1) كليدهاى خزائن غيب نزد خدا است و جز او كسى بدانها آگاه نيست) و همچنين فرمايد: (و ما كان الله ليطلعكم على الغيب) (2) و خداوند شما را بر غيب آگاه نسازد) در برابر اين گروه جمعى نيز آنها را بر همه امور اعم از تكوينى و تشريعى آگاه دانند و عدهاى هم كه مانند اهل سنت بعصمت امام قائل نمىباشند امام را مانند ديگر پيشوايان دانسته و گويند ممكن است او چيزى را نداند در حاليكه اشخاص ديگر از آن آگاه باشند همچنانكه عمر در پاسخ زنى كه او را مجاب كرده بود گفت. (كلكم افقه من عمر حتى المخدرات فى الحجال) (3) همه شما از عمر دانشمندتريد حتى زنهاى پشت پرده) .
بحث در اين موضوع از نظر فلسفى مربوط است بشناسائى ذهن و دانستن ارزش معرفت آدمى و اينكه علم از چه مقولهاى ميباشد و خلاصه آنكه علم انكشافواقع است و بدو قسم ذاتى و كسبى تقسيم ميشود (4) .علم ذاتى مختص خداوند تعالى است و ما را بتصور حقيقت و كيفيت آن هيچگونه راهى نيست،و علم كسبى مربوط بافراد بشر است كه هر كسى ميتواند در اثر تعلم و فرا گرفتن از ديگرى دانشى تحصيل نمايد.و شق سيم علم لدنى و الهامى است كه مخصوص انبياء و اوصياء آنها ميباشد و اين قسم علم مانند علم افراد بشر كسبى و تحصيلى نيست و باز مانند علم خدا ذاتى هم نيست بلكه علمى است عرضى كه از جانب خدا بدون كسب و تحصيل به پيغمبران و اوصياء آنها افاضه ميشود و آنان با اذن و اراده خدا ميتوانند از حوادث گذشته و آينده خبر دهند و در برابر هر نوع پرسش ديگران پاسخ مقتضى گويند چنانكه خداوند درباره حضرت خضر فرمايد : (و علمناه من لدنا علما) (5) و ما او را از جانب خود علم لدنى و غيبى تعليم داديم) و همچنين حضرت عيسى عليه السلام كه از جانب خدا علم لدنى داشت بقوم خود گويد:
(و انبئكم بما تأكلون و ما تدخرون فى بيوتكم) (6) .
(شما را خبر ميدهم بدانچه ميخوريد و آنچه در خانههايتان ذخيره ميكنيد.)
در سال نهم پس از هجرت پيامبر،گروهى به نمايندگى از نصاراى نجران يمن به مدينه آمدند تا راجع به اسلام از پيامبر (ص) سؤالهايى بكنند و با او درباره دين به احتجاج پردازند .و ميان آنان با پيامبر بحث و گفتگويى شد كه پيامبر در اين گفتگو موضع مثبت اسلام را نسبت به حضرت مسيح و تعليمات او بيان كرد.و ليكن آنان در موضع منفى خود نسبت به تعليمات اسلامى پافشارى كردند.آن گاه وحى نازل شد و پيامبر را مأمور به مباهله با آنان ساخت .مباهله نفرين كردن دو گروه متخاصم است تا بدان وسيله خداوند بر آن كه باطل است عذابش را نازل كند:«هر كس پس از روشن شدن جريان با تو مجادله كند.بگو بياييد فرزندان و زنان و نزديكان خود را گرد آوريم،لابه و زارى كنيم و لعنت خدا را نثار دروغگويان گردانيم» (1) .
القاب حضرت زهرا (س) که در روايات و کلمات دانشمندان وشعر جمع آوري شده است ،بدين شرح است:
1.سيّدة : بانو
2.انسيّةحوراء : انسان بهشتي
3.نوريّة : موجودي از حقيقت نوري
4.حانيّة : دلسوز فرزندان
5.عُذراء : دوشيزه
6.کريمة : بزرگوار
7.رحيمة : با محبت ومهربان
معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :
ترجمه: على فاطميان
مقصود از شرايط ظهور، همان شرايطى است كه تحقق روز موعود متوقف بر آنها است و گسترش عدالت جهانى به آنها بستگى دارد و مى توان تعداد اين شرايط را چنين دانست.
شرط اول: وجود طرح و برنامه عادلانه كاملى كه عدالت خالص واقعى را در برداشته باشد و بتوان آن را در هر زمان و مكانى پياده كرد و براى انسانيت سعادت و خوشى به بار آورده و تضمين كننده سعادت دنيوى و اخروى انسان باشد. روشن است كه بدون چنين برنامه و نقشه جامعى، عدالت كاملا متحقق نخواهد شد.
وقوع جنگ هاي بزرگ
انبوهى از احاديث با صراحت از نابودى مردم در اثر گرسنگى و قحطى و بيمارى و قتل و كشتار خبر مى دهند. آيا اين به معناى جنگ جهانى است كه ميليونها انسان را در هم مى كوبد و يا چيز ديگرى است. آنچه از روايات استفاده مى شود اينكه جنگهاى ويرانگرى واقع خواهد شد.