سلام
مراقب باشيم خدا از رگ گردن به ما نزديكتر است.
يه مدت مي خوام فقط دل نوشته هاي خودمو بنويسم، اميدوارم خوشتون بياد.
انشاءالله هفته آينده ماجراي اسم خودم و شفاي پدرم توسط حضرت ابوالفضل (عليه السلام) رو براتون مي نويسم.
مولاي من، سرور من يا صاحب الزمان (عج) هنگام نمازت براي ما دعا كن .
امشب دلم دوباره برات تنگه اباالفضل ***** باز مي خونم زير لب جونم فدات اباالفضل
هميشه رحمت خدا را براي خودمان و غضب خدا را براي دشمنان خود مي دانيم، مراقب باشيم كه خدا علاوه بر رحمت براي ما غضب هم دارد.
خداي من! هر چند من بسيار گناه كرده ام ولي اين بنده گناه كار و رو سياه عشق حسين عليه السلام و ابوالفضل العباس عليه السلام را در دل دارد.
يا فاطمه (سلام الله عليه) تو شفيع ما باش، ما براي عزاي فرزندت حسين(عليه السلام) بسيار عزاداري كرده ايم، اين عزاداري را از ما قبول و در روز حساب شفيع ما باش.
پيامبر اسلام (صلي الله عليه و اله وسلم) :
مردم، ماه خدا (رمضان) با بركت و رحمت و بخشش به شما روي آورده است.
بياييد قدر اين ماه را بدانيم.
كساني كه از خدا دور شده اند در واقع لذت با خدا بودن را تجربه نكرده اند.
ديدنت اي نرگس زيباي من ***** در ازاي عمر مي ارزد بيا
اين بنده حقير و سراپا گناه (دانشجو هستم) همراه با چندتا از دوستان در نظر داريم به مردم محروم شهر خودمون كه يكي از شهرهاي واقعاً محروم كشور است كمك كنيم، و براي اين كار چند خانواده بسيار فقير و بي سرپرست را شناسايي كرده ايم و تا كنون نيز كمك هاي رسيده از طرف دوستان و ... را به دست آنها رسانده ايم.
شما نيز اگر مايل به كمك به اين خانواده هاي فقير و بي سرپرست هستيد به ما ملحق شويد.
شماره حساب بانك ملي (حساب سيبا)
0302419036001
به نام ابوالفضل عبدي
اين كار خودجوش است .
همه چيزمان بايد براي خدا باشد
التماس دعا
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد
نیامدی…
چه بغض ها که در گلو رسوب شد
نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار
جمعه ام…
دوباره صبح، ظهر، غروب شد
نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج
به نام خداوند بخشنده مهربان
ما آن ( قرآن) را در شب قدر نازل كرديم! (1)
و تو چه مىدانى شب قدر چيست؟! (2)
شب قدر بهتر از هزار ماه است! (3)
فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدير) هر كارى نازل مىشوند. (4)
شبى است سرشار از سلامت (و بركت و رحمت) تا طلوع سپيده! (5)
شفای سرطان پسربچه سنی در مسجد جمکران
در« مسجد جمکران» پسر بچه ای که اهل « زاهدان» است، شفا گرفته است که هم
فیلم ویدئویی آن موجود است و هم نوار آن و نویسنده سؤال و جوابی را که از
جناب «حاج آقای موسوی» مدیریت محترم مسجد با خود نوجوان و والده او نموده
است، از نوار پیاده شده و اینطور نقل شده است:
خشم رسول الله ازشكايت كننده ازاميرالمؤمنين
فقال رسول الله: يا
بريدة! احدثت نفاقا! ان على بن ابيطالب يحل له من الفىء ما يحل لى، ان
على بن ابيطالب خير الناس لك و لقومك! و خير من اخلف بعدى لكافة امتى! يا
بريدة احذر ان تبغض عليا فيبغضك الله!
«رسول الله فرمود: اى
بريده! ايجاد نفاق كردى و نفاق آفريدى! براى على بن ابيطالب از فيىء و
غنيمت جنگى آن چه حلال است، كه بر من حلال است.على بن ابيطالب بهترين مردم
استبراى تو و براى اقوام تو، و بهترين كسى است كه من بعد از خودم براى
جميع امتخودم خليفه قرار مىدهم! اى بريده بپرهيز از اينكه على را دشمن
دارى، كه در اين صورت خداوند تو را دشمن خواهد داشت» !
امام حسين(ع) به مدت 7 سال در آغوش پيامبر بزرگ اسلام تربيت يافت كه در
اين 7 سال، آنقدر حضرت سفارش او و برادرش حسن (ع) را به مردم كرد كه
كتابهاى سنى و شيعه پر است از فضايل و مناقب اين دو بزرگوار كه بيش از 50
مورد در كتابهاى اهل سنت آمده است و در اينجا به چند نمونه اشاره مى كنيم:
1-
حسين (ع)، سيد جوانان بهشت: پيامبر اكرم (ص) فرمود: «الحسن و الحسين سيدى
شباب اهل الجنه» ، يعنى حسن و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشتند.
4- اين حديث را نيز بسيارى از محدثان شيعه و اهل سنت نقل كردهاند كه پيامبر فرمود:
من آذاها فقد آذانى.
و من اغضبها فقد اغضبنى.
من سرها فقد سرنى.
و من سائه فقد سائنى.
هر كس او را آزار دهد مرا آزار داده است.
و هر كس او را خشمگين كند مرا خمشگين ساخته.
هر كس او را مسرور كند مرا مسرور ساخته نموده.
و هر كس او را اندوهگين سازد مرا اندوهگين ساخته است!
نگاهی دیگر به محمّد(ص)
محمّد(ص) يكى از فصول كتاب اسلام:
بررسى تاريخى اثر هميلتن گيپ است. وى در اين فصل تنها از محمّد(ص) سخن
گفته است. گفتههاى او مجموعهاى از درستى ها و نادرستى ها درباره پيامبر
است. برخى از نادرستىهاى كتاب گيپ درباره پيامبر يا نادرستىهاى ديگر
انديشمندان غربى متفاوت است. از جمله:
- درباره زندگانى و محيط اوليه محمّد كمتر نكتهاى بر قطع و يقين مىدانيم.
نوبنيادی دولت عرب
گوستاو لوبون در بخشى از كتاب تمدن
اسلام و عرب تاريخچه ای از زندگى پيغمبر اسلام را تحرير مىكند و از
بعثت پيامبر، وقايع پس از هجرت و سرانجام از خصايص اخلاقى و امتيازات حضرت
محمّد(ص) سخن مىگويد. آنچه وى نگاشته است حاوى نكاتى قابل تأمل و تحقيق
است، مانند:
محمّد تا سه سالگى در باديه ماند و شير خورد.
چكيده
هميلتن گيپ (Hamilton Gibb) در كتاب اسلام: بررسى
تاريخى (Islam: a historical survey) آورده: "تقريباً تعداد نظرياتى كه
درباره محمّد(ص) به وجود آمده است با عده نويسندگان زندگى نامه او برابرى
مىكند، فىالمثل زمانى مخالفان اسلام وى را مردى مصروع، زمانى يك
سوسياليست شورشگر (agitator) و گاهى يك فرد مورمون (mormon: پايهگذار يكى
از فرقههاى مهم مسيحيت) توصيف كردهاند. به طور كلى همه اين آراء ذهنى
افراطى را قاطبه محققان رد مىكنند با اين همه تقريباً محال است كه از
نفوذ پارهاى از عوامل ذهنى و نفسانى در هر نوشتهاى كه موضوع آن شرح حال
و اعمال پيغبر باشد خوددارى كرد." آيا آنچه گيپ گفته درباره گفتار
نويسندگان غربى درباره پيامبر اعظم(ص) صادق است؟ مقاله حاضر مىكوشد به
همين سؤال پاسخ دهد.
حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله وسلم)، فرزند عبداللّه بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمناف، در مكّه به دنيا آمد.
پيش از ولادت، پدرش عبداللّه درگذشته بود.
محمّد(صلي الله عليه وآله وسلم) شش سال داشت كه مادرش آمنه را نيز از دست داد.
او تا هشت سالگي زير سرپرستي جدّش عبدالمطّلب بود و پس از مرگ جدّش در خانه عمويش ابوطالب سُكنا گزيد.
وقتي قالالصادق(ع) ميگوئيم مردم به رفتار ما در گذشته و حال توجه
دارند و نحوه زندگي ما در محيط اداري و خانوادگي به ذهنشان خطور ميكند.
لذا داشتن القاب پيامبر (ص) كه در قرآن و روايات ذكر شده، ضروري است. به
خصوص قرآن كه قطعي الصدور است. توجه نمائيم كه پيامبر (ص) چه خصوصياتي
داشته كه با دارا بودن آنها، مبلغ خوبي بوده است.
الف) عبد بودن
قابل توجه آنهايي كه به كرامات ائمه اطهار عليه السلام اعتقاد ندارند.
پدرم آقام اباالفضل را در خواب ديده ...
همه هست آرزويم كه ببينم از تو روي

چون به آسمان پنجم رفتيم چنان قصرى از در زردرنگ بود و چون جبرئيل به دستور من صاحب آن را پرسيد گفتند: مال جوانى از بنى هاشم است و در آسمان ششم قصرى از لؤلؤ و در آسمان هفتم از نور عرش خدا قصرى بود و چون جبرئيل پرسيد باز همان پاسخ را دادند.
به«سدرة المنتهى»رسيدم و در آنجا جبرئيل ايستاد و مرا تنها گذارده
گفت: برو!گفتم: اى جبرئيل در چنين جايى مرا تنها مىگذارى و از من مفارقت
مىكنى؟گفت: اى محمد اينجا آخرين نقطهاى است كه صعود به آن را خداى عز و
جل براى من مقرر فرموده است...
در حديثى است كه فرمود: چون به حجابهاى نور رسيدم جبرئيل از حركت ايستاد و به من گفت: برو!
جبرئيل در آن شب بر آن حضرت نازل شد و رسول خدا(ص)بر مركبي سوار و به
سوى بيت المقدس حركت كرد و در راه در چند نقطه ايستاد و نماز گزارد،
مدينه، مسجد كوفه، طور سينا و بيت اللحم و سپس مسجد اقصى. و از آنجا به
آسمان رفت.
شيعه و سنى روايت كرده اند كه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) بارها
دخترش فاطمه زهرا (عليها السلام) را در حضور مهاجر و انصار «بانوى بانوان
جهان از آغاز خلقت تا پايان روزگار» و «بهترين زنان جهان» و «بهترين زن
بهشتى» خواند.
ولادت پيغمبر اكرم به اتفاق شيعه و سنى در ماه ربيع الاول است . رسول
اكرم در فصل بهار به دنيا آمده است حال يا سى و يكم فروردين يا پنجم
ارديبهشت ، شيعه معتقد است كه در روز جمعه به دنيا آمده اند , اهل تسنن
بيشتر گفته اند در روز دوشنبه .
شناخت مختصرى از ولادت و دوران كودكى
در روايات ما آمده است كه در شب ولادت آنحضرتحوادث مهم و اتفاقات
زيادى در اطراف جهان بوقوع پيوست كهپيش از آن سابقه نداشت و يا اتفاق
نيفتاده بود كه از جمله«ارهاصات»بوده بدانگونه كه در داستان اصحاب فيل
ذكر شد.
بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين. خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق. وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى که اولياى حق رو به او دارند. باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى که خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى کنند.
اخلاقياتى كه بعضى از دانشمندان و فقها آنها را گرد آورده اند و از بعضى اخبار آنها را برگزيده اند.
پيامبر صلى الله عليه وآله مىفرمود:
«اللهمّ احينى مسكينا و
امتنى مسكينا واحشُرنى فى زمرة المساكين؛ خدايا! مرا مسكين و فقير
زنده نگاهدار، فقير بميران و در زمره فقيران محشورم نما.»
به
راستى اين خواست و پيام رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم سيره عملى وى
در زندگى با بركت و پر رحمتش بود كه تجلى آن در تمام سالها، ماهها،
روزها، و... در وجود آن خورشيد دو عالَم همچنان روشن ماند و مىتوان جلوه
اين اخلاق حضرت را با يك بررسى مختصر در تمامى شئون زندگانى آن حضرت نظاره
كرد. قرآن نيز در تبيين جايگاه واقعى و تكوينى رسول گرامى مىآورد:
«اى پيامبر! وجود تو براى تمام عالم هستى، رحمت است.»
در سحرگاه جمعه، هفدهم ربيع الاول سال 570 ميلادي- عام الفيل- مكه با نور ولادت پيامبر گرامي اسلام( صلياللهعليهوآله ) چهرهي نويي گرفت. تمام بتهاي خانهي كعبه درهم شكست. چهارده كنگرهي ايران كسري فروريخت. درياچه ساوه خشك شد. آتشكدهي فارس خاموش گشت. ساختماني كه بر روي دجله ساخته بودند، ازهم پاشيد. نوري از جانب حجاز درخشيد، و تا مشرق را روشن كرد. تخت پادشاهان در سرتاسر گيتي واژگون شد.
پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: «صدقه پيش از آنكه در دست نيازمند قرار بگيرد، به دستخدا مىرسد.»
* امام على عليه السلام:
«لَمّا وُلِدَ رَسُولُ اللّهِ صَلّىَ اللّهُ عَلَيهِ وَ آله القِيَتِ الاَصنامُ فِى الكَعبَةِ عَلى وُجُوهِها فَلَمّا اَمسى سُمِعَ صَيحَةٌ مِنَ السَّماء: جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ اِنَّ الباطِلَ كان زَهُوقاً»(بحار، ج 15،ص 274)
هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله متولّد شد، بتهاى خانه كعبه به رو در افتادند و چون شب فرا رسيد فريادى از آسمان شنيده شد كه: حق آمد و باطل برفت، همانا باطل رفتنى است.
شناخت آن حضرت و الگوپذيرى از روش و زندگى او نه تنها آثار گرانبهاى دنيوى و آخرتى دارد، بلكه پاداش بىكران الهى را نيز در پى دارد. آنچه پيش رو داريد نگاهى است به شخصيّت والاى نبوى در كلام بلند علوى در نهج البلاغه.
شرف و جلال پيمبران بُوَد از جلال محمدى
از سخنان على عليه السلام:
1ـ از نهج البلاغه.
1ـ التوحيد ان لا تتوهمه و العدل ان لا تتهمه.
ترجمه:
توحيد آنست كه خدا را در وهم و انديشه نياورى (خداوند منزه از تجسم در وهم و خيال است) و عدل آنست كه او را متهم نسازى) از اعمال ناشايست او را مبرا بدانى) .
وصيتى از آن حضرت ( ع )
به شريح بن هانى ، هنگامى او را با مقدمه لشكر خود به شام فرستاد .
در هر صبح و شام از خداى بترس و نفس خود را از دنياى فريبنده برحذر دار . و
در هيچ حال امينش مشمار و بدان كه اگر نفس خويش را از بسيارى از آنچه دوست مىدارى ،
به سبب آنچه ناخوش مىدارى ، باز ندارى ، هوا و هوس تو را به راههايى مىكشاند كه زيانهاى فراوان در انتظارت خواهد بود . پس همواره زمام نفس خويش فرو گير و راه خطا بر او بربند و چون به خشم آمدى ، مقهورش ساز و سرش را فرو كوب و خردش نماى .
متن زير برگرفته از كتاب حماسه و عرفان آيت الله جوادي آملي
است كه در آن به برخي مقامات قمر بني هاشم حضرت ابالفضل العباس اشاره شده
است:
شجاعتهايي كه حضرت ابوالفضل در شب و روز عاشورا از خود نشان داد، فراتر از آن است كه در ضمن اين بحثهاي كوتاه قابل بررسي و اِحصا باشد.
عظمت حضرت اباالفضل بر هيچ کس پوشيده نيست اما اين روايت به گونه اي از
بزرگي اين شه زاده در ذهن مجسم مي کند که همه ما را به اين وجود مقدس
متمايل ميکند و عشق او را در دل ما مي اندازد:
در رستاخيز اکبر، حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله به جناب اميرالمؤمنين مي گويند:
ياعلي، به فاطمه عليها السلام بگو که براي شفاعت و نجات امت من در فزغ اکبر، چه تدبيري دارد؟
حضرت
مولي اميرالمؤمنين عليه السلام به بي بي فاطمه زهرا عليها السلام آن پيغام
را ابلاغ مي کنند؛ و آن بانو مي فرمايند: ( يا اميرالمؤمنين عليه السلام،
کفانا لاجل هذا المقام اليدان المقطوعتان من ابني العباس)
« اي اميرالمؤمنين، براي ما در مقام شفاعت، دو دست بريده پسرم عباس بسنده و کافي است.»
يا اباالفضل قيامت ما را در همين دنيا برسان ما را از حجاب هاي اکبر اعمالمان نجات بده و شفاعت زيبايت را در همين دنيا نصيبمان کن و مزه لذت بخش مرگ و برزخ و قيامت را در همين جا نصيبمان کن که تو را باب حاجات آفريدند و ما را مخزن حاجات ...
ازدواج امير المؤ منين على عليه السلام با ام البنين سلام الله عليه
پس
از آنكه امير المؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام به سوگ پاره تن و
ريحانه رسول خدا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله يعنى سرور زنان
عالميان حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليه شهيده راه ولايت و امامت نشست ،
برادرش عقيل بن ابى طالب عليه السلام را كه آشنا به انساب عرب بود، فرا
خواند و از او خواست برايش همسرى از تبار دلاوران برگزيند تا پسر دليرى
براى مولا به ارمغان آورد كه سالار شهيدان حسين بن على عليه السلام را در
كربلا يارى كند.
ابوالفضل العباس(ع)
او اولين فرزند علي(ع) از ام البنين است، علي(ع) در مورد علت
ازدواج خود با مادر ابوالفضل(ع) ميفرمايد: «فتلد لي غلاماً فارساً
يكون عوناً لولدي الحسين في كربلا به خاطراين كه برايم پسر شجاعي
به دنيا ا´ورد تا در كربلا ياور فرزندم حسين باشد».
و صاحب «تنقيح
المقال» در مورد ا´ن حضرت ميگويد: «وكان شجاعاً فارساً وسيماًجسيماً
يركب الفرس المطهّم ورجلاه تخطان الارض؛ آن حضرت، شجاع، اسب
سوار،خوش سيما، تنومند بود، درحالي كه براسب سوار ميشد پاهايش
برزمين كشيدهميشد..»
1. قمر بنى هاشم : نوشته اند: و كان العباس رجلا و سيما جميلا ير كب الفرس و رجلاه يخطان فى الاءرض و كان يقال له قمر بنى هاشم و كان لواء الحسين عليه السلام معه
يعنى
: حضرت عباس عليه السلام مردى خوش سيما، خوش صورت و خوش قيافه بود و چون
سوار بر اسب مى شد پاهايش از كثرت بلند بودن به زمين مى رسيد. به او قمر
بنى هاشم مى گفتند و در روز عاشورا لواى امام حسين عليه السلام در دست او
بود.
مصلح بزرگ، حجت خدا و بقية الله الاعظم، امام زمان (عج) - قائم آل محمد (ص) در بخشى از سخنان زيباى خود درباره عمويش عباس (ع) چنين مىگويد:
«سلام بر ابوالفضل، عباس بن اميرالمؤمنين، هم درد بزرگ برادر كه جانش را فداى او ساخت و از ديروز بهره فردايش را برگزيد، آنكه فدايى برادر بود و از او حفاظت كرد و براى رساندن آب به او كوشيد و دستانش قطع گشت. خداوند قاتلانش، «يزيد بن رقاد» و «حيكم بن طفيل طايى» را لعنت كند...» (1)
لعن الله من جهل حقک واستخف بحرمتک ... از اين قسمت از زيارت حضرت عباس عليه السلام معلوم مي شود که کسي حرمت ديگري را ناديده مي گيرد که جاهل به حق او باشد لذا بايد به دنبال اين معرفت به حق آنها باشيم .
1ـ توجه امام مهدى (عج) به شيعيان خويش
انا
غير مهملين لمراعاتكم, و لا ناسين لذكركم, و لو لا ذلك لنزل بكم اللاواه,
واصطلمكـم الاعداء. فـاتقـوا الله جل جلاله و ظاهـرونـا.(1)
ما در
رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم,كه اگر جز
ايـن بود گرفتاريها به شما روى مىآورد و دشمنان, شما را ريشه كـن مى
كردند. از خدا بترسيد و مارا پشتيبانى كنيد.
چه نیکوست در هزار و یکصد و هفتاد و هفتمین سال امامت زیبا گل نرگس حضرت حجه بن الحسن العسکری علیه السلام به ارزیابی خود همت گماریم و بنشینیم و حساب کنیم از اول عمرمان تا به حال به عنوان محب و یاور این امام همام چه کرده ایم، چه قدم مثبتی برداشته ایم و چه میزان در نصرت و یاری این جان جانان تلاش کرده ایم.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: آیا دین چیزی جز دوستی و دشمنی است؟ تمام دین اسلام در دو جمله خلاصه می شود. دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا. و به عبارت دیگر دین یعنی تولی و تبری.
عصر غیبت عصر انتظار فرج و آمادگی برای ظهور امام زمان علیه السلام است. دورانی است که شیعیان باید علاوه بر حفظ خویش، مقدمات ظهور را آماده نموده و از خود نیرویی قوی برای یاری آن حضرت بسازند. اما سئوالی که مطرح می گردد این است که در دورانی که امام علیه السلام در پس پرده غیبت به سر می برند وظیفه شیعیان چیست و چگونه باید باشند. در بعد مسائل اجتماعی و روابط مردم با یکدیگر و ساخت جامعه آرمانی برای رسیدن به ملاک و معیارهای ظهور امام زمان علیه السلام، بهترین راه نگاه به احادیث و اشارات معصومین و امام زمان علیهم السلام است که در این مقاله به بعضی از آنها اشاره می گردد.