باور كنيد اين شهر جاي زندگي نيست
تا
ناخدايانند جاي بندگي نيست
اين تيره دلها از شقايق سر برديدندََ
اينها
براي آخرت ذلت خريدند
دين دارهاي شهر ما در خواب رفتند
اهل
نماز و عشق بازي آب رفتند
ديگر كسي اهل دعا اهل صفا نيست
ديگر
كسي دنبال مردان خدا نيست
ولادت بانوي صبر و شكيبايي مبارك باد.

علاقه و محبت امام حسین و زینب(ع) به یکدیگر در تمام مراحل زندگیشان جلوه گر است: در طفولیت، زینب جز در آغوش حسین آرام نمی گرفت و همواره به او چشم می دوخت. گویند: موقع ازدواج، زینب کبری با شویش، عبد اللّه شرط کرد که همه روزه به او اجازه دهد تا حسین(ع) را زیارت کند و کمتر روزی بود که زینب حسین را نبیند.
پر رفت و آمدترین خانه «محله بنیهاشم» را آوای شادی و سرور در آغوش گرفته بود، موج شعف و لبخند همراه با انتظار، فضای خانه و محله را پر کرده بود. همه برای ولادت سومین نوه عزیز پیامبر لحظهشماری میکردند، و دل خوش میداشتند که «مولود فاطمه» را در آغوش بفشارند و گل بوسههای محبت را بر گونههای عطر آگینش نثار گردانند.
پس از یک سکوت تقریباً کوتاه، موج شادی در فضا اوج گرفت، و همه با خبر شدند که از دامن زهرا علیهاالسلام، دختر بزرگواری چهره بهجهان گشوده است.
...
مادر زینب، فاطمه زهراست- محبوبترین دختران
پیامبر نزد آن بزرگوار- کسی که از نقطه نظر خلقت و خصلت شبیهترین افراد
به پیغمبر است و خداوند به او امتیازاتی بخشیده، کسی که حلقه پیوند رسالت و
امامت است و از دامن پاک او، درخت سلاله پیامبر شاخه و برگ می رویاند، و
میوههای شیرین اهل بیت(ع) را به بوستان تاریخ تقدیم میدارد.
آری، مادر زینب(ع) فاطمه است، پاره تن پیامبر، آن که خشنودی او به خشنودی پیغمبر(ص) وابسته است، آن که اگر خشمناک شود، پیغمبر(ص) هم غضبناک میگردد، آن بانوی دانشمند و با بصیرت، عابد و زاهد، مبارز و مجاهد، دلسوز و فداکار، مقاوم و سرسخت در برابر کجیها و در یک سخن همانطور که حبیب خدا و رسولالله(ص) فرموده: « سیّدة نساء العالمین.»(2)
فاطمه(ع) از هر جهت، سالار و سرآمد همه بانوان جهانیان است.
ما كاربرد این سلاحها را حرام، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفهی همگان میدانیم.
براي شهدا وقت نداريم....
امروز برای شهدا وقت نداریم
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است
ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم
چون فرد مهمی شده نفس دغل ما
اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم
در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است
بهر سفر کرببلا وقت نداریم
تقویم گرفتاری ما پر شده از زر
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم
خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم
بعد از سخن رانی ول کنش نبودند. این قدر دور و برش می رفتند و می آمدند که از کارهای بعدیش عقب می افتاد . بهم گفت « من بعد از این جا یه جای دیگه کار دارم. باید سر وقت برسم . صحبت من که تمام شد، تندی می آی مداحی رو شروع می گنی. نکنه فاصله بندازی و معطل کنی ها!
***
همه داشتند سوار قایق می شدند. می خواستیم برویم عملیات. یکی از بچه ها ، چند ماهی دست کوموله ها اسیر بود. هنوز جای شکنجه روی بدنش بود. وقتی سوار شد، داد زد « پدر شون رو در می آریم. انتقام می گیریم.» تا شنید گفت « تو نمی خواد بیای. ما واسه ی انتقام جایی نمی ریم.»
گام به گام با انقلاب اسلامی همراه بود و به ندای امام در هر برهه از زمان لبیک میگفت تا اینکه جنگ تحمیلی علیه ایران توسط عراق آغاز گردید و ایشان از اولین نیروهائی بود که وارد بسیج شد که با طی کردن دوره های نظامی به جبهه های حق علیه باطل عازم گردید و تا سال 60 جانفشانی های فراوانی نمود . پس از آن به خیل سبز پوشان سپاه پاسداران پیوست .بعد از طی مراحل آموزش نظامی و غیره به جبهه بستان اعزام شد و یکی از نیروهائی بود که افتخار حضور در عملیات آزاد سازی رودخانه بستان را داشت .
شهيد عباس دوران
تاریخ تولد :۱۳۲۹ نام پدر :محمد ابراهیم
تاریخ شهادت : 1361/4/30 محل تولد :شیراز
طول مدت حیات :۳۲سال محل شهادت :بغداد
محل دفن:گلزار شهدای شیراز
خاطره هائی از شهید سرلشکر خلبان عباس دوران از زبان مادرش
خواهش کردم تابوت را روی زمین بگذارند ابتدا قبول نکردند وقتی اشک از چشمانم جاری می شد و متوجه درخواست مکرر من شدند پیر عباس را به زمن گذاشتند سرم را روی تابوت گذاشتم بوی عباس و حضور او را احساس کردم گفتم عباس سلام خیلی خوش آمدی قدمت روی سرم همه منتظر بودند و برایم بعد از ۲۲ سال آن لحظه به یاد ماندنی بود برای من عباس میوه بی عضو بود و …سخنان حضرت زهرا
عليهاالسلام براى زنان عيادتكننده(1) اولين اثر خطابهى حضرت زهرا
عليهاالسلام آن بود كه زنان مهاجر و انصار از اين مدتى كه هيچ يادى از
يادگار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نكرده بودند به عيادت حضرت آمدند و
گفتند: اى دختر پيامبر، حالتان چگونه است؟ حضرت فرمود: از دنيايى كه با
شما باشم متنفرم و آن را رها كردهام، و نسبت به مردان شما غضبناكم. ننگ
بر كُند شدن شمشير و تزلزل فكر!!
واى بر آنان! خلافت را از كوههاى
بلند رسالت به كجا كشاندند؟ از ابوالحسن (على عليهالسلام) چه چيزى را
نمىپسنديدند؟ جز صلابت شمشيرش و بىپروائى او از مرگ و شدت حملهها و
برخوردهاى عبرتآموز او در جنگ، و از تبحر او در كتاب خداوند و غضب او در
امر الهى. به خدا سوگند، اگر مهارى را كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آن
را به او (على عليهالسلام) سپرده بود در دست او باقى مىگذاردند به
بهترين وجهى آن را اداره مىكرد و اگر خلافت را به او مىسپردند بركات
آسمان و زمين بر آنان گشوده مىشد.
به كدام سو روى آوردند؟! و بر ضد كدامين ذريهاى اقدام كردند و بر آنان
چيره شدند؟! بينىشان بر خاك ماليده باد و پشيمان شوند قومى كه گمان
مىكنند كار درستى انجام مىدهند. قسم به لايزالى خداوند، هماكنون فتنه
باردار شده است، و پس زمان كوتاهى ثمرهاش ظاهر مىگردد و از آن كاسهاى
لبريز از خون تازه و سم تلخ كشنده مىدوشيد. آنگاه است كه آيندگان از
نتيجهى آنچه پيشينيان پايه گذاردهاند آگاه مىشوند.
سويد بن غفله مىگويد: زنان عيادتكننده فرمايشات حضرت زهرا عليهاالسلام
را براى مردان خود بازگو كردند. پيرو آن عدهاى از بزرگان مهاجرين و انصار
به عنوان عذرخواهى نزد حضرت آمده گفتند: اى سيدةالنساء، اگر ابوالحسن (على
عليهالسلام) اين مسئله را قبل از آنكه پيمانى ببنديم بما يادآور مىشد
سراغ ديگرى نمىرفتيم. حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: از من دور شويد (بس
كنيد)، كه با بهانههاى بيهودهتان عذر شما پذيرفته نيست و با كوتاهىهاى
شما جاى هيچ سخنى باقى نمانده است!
تمسك به اجماع مسلمين و جواب آن
اين بار ابوبكر اقرار كرد كه از جواب عاجزم و فقط مسلمين را بين خود و تو قرار مىدهم كه من در واقع دستور آنان را اجرا كردهام.
حضرت زهرا عليهاالسلام خطاب را متوجه مسلمين نمودند و بشدت آنان را كه به
سوى سخن باطل روى آوردهاند مورد مؤاخذه قرار دادند و آنان را به عذاب
بشارت دادند و اشاره كردند كه اگر مردم هم به آن راضى نباشند خدا راضى
است. بعد تصريح كردند كه اين تصميم شما را خوب مىدانم، ولى خواستم اتمام
حجت كنم و مردم واقعيت را بدانند و روز قيامت براى حساب آماده باشند.
اميرالمؤمنين عليهالسلام به حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: نزد ابوبكر برو
در حالى كه تنها باشد، چرا كه از عمر زودتر منفعل مىشود. نزد او برو و
چنين بگو: ادعاى مقام پدرم و خلافت او را كردهاى و جاى او نشستهاى؟ اگر
فدك ملك تو هم بود و من از تو مىخواستم كه آن را به من ببخشى بر تو واجب
بود آن را به من بدهى.
حضرت زهرا عليهاالسلام نزد ابوبكر آمد و اين مطالب را به او فرمود.
نوشتن سند براى ارجاع فدك
ابوبكر گفت: «راست مىگويى». سپس ورقهاى خواست و بر آن نوشتهاى مبنى بر بازگرداندن فدك نوشت.
نصرتطلبى حضرت زهرا و اهلبيت در سايه فدك
اقدامى كه هيچكس- نه غاصبين و نه مردم- انتظارش را نداشتند اين بود كه اميرالمؤمنين و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسين عليهمالسلام دستهجمعى حركت كنند و بر در خانهى مهاجرين و انصار بيايند و از آنان دربارهى حقوق از دست رفتهى خود كمك بخواهند. اين اقدام معرفى خوبى براى مردم بود كه هم خود را بشناسند و هم آيندگان آنان را بشناسند. مردمى كه درِ خانهى خود را باز مىكردند و خود را با تنها يادگار پيامبرشان روبرو مىديدند از هر جهت عاجز مىشدند و از نظر اعتقادى و اخلاقى و وجدانى خود را محكوم مىيافتند.
احتجاج مفصل حضرت زهرا در مجلس ابوبكر و عمر
اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: اكنون كه ما آنطور هستيم كه خودتان مىشناسيد و منكر نيستيد و در عين حال شهادت ما بنفع خودمان پذيرفته نيست و شهادت پيامبر هم قبول نيست پس انا للَّه و انا اليه راجعون! ما وقتى براى خود ادعائى داريم از ما دليل مىخواهيد؟ آيا كسى نيست ما را يارى كند؟ شما بر حكومت خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله حمله آوردهايد و بدون هيچ دليلى و حجتى آن را از خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به خاندان ديگرى بردهايد. به زودى ظالمان خواهند دانست كه به كجا بازمىگردند.
ارائهى سند فدك توسط حضرت زهرا
ارائهى سند فدك توسط حضرت زهرا عليهاالسلام (1) از اولين برخورد غاصبين دربارهى فدك مشخص شد كه نقشههاى شومى در سر دارند. به همين جهت، عمر به حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: آن نوشتهاى كه مىگفتى پدرت پيامبر دربارهى فدك برايت نوشته بياور!
پس از غصب فدك، اين اولين اقدامى بود كه حضرت زهرا عليهاالسلام انجام داد و سند فدك را آورد و به ابوبكر نشان داد و فرمود: اين نوشتهى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله براى من و فرزندانم است.
نكتهی مهم دیگر آن است كه «همت مضاعف و كار مضاعف» همانند «اصلاح الگوی
مصرف» و «نوآوری و شكوفایی» همگی بخشهای مختلف یك مجموعهی بههمپیوسته
هستند و عناوینی زماندار و مربوط به دورهای مشخص نیستند. از این رو باید
در خصوص آنها عزمی جدی و اقدامی بنیادین صورت داد و تا تحقق كامل همهی
اهداف چشمانداز بیستسالهی نظام جمهوری اسلامی، همهی سالهایی را كه در
پیش داریم، سال همت مضاعف و كار مضاعف محسوب نمود.
الا كه هستي مايي خدا كند كه بيايي *** فاطمه به راه نشسته خدا كند كه بيايي....
****
اي پادشاه خوبان داد از غم جدايي *** جان بي تو به سر آمد وقت است كه باز آيي ...
فضاي مجازي، عرصه نبرد جديد **** محمد حسنلو
كليد خوردن جنگ نرم عليه ايران در مقطع فعلی را بايد ناشی از گسترش حس تنفر از آمريكا در جهان دانست كه به نظر سران كاخ سفيد، ايران مركز اصلی ايجاد اين تنفر و گسترش آن است و در آمريكا برای مقابله با اين موج، نيروی واكنش سريع تشكيل شده است؛ تا اولاً به خنثیسازی نفوذ معنوی ايران در كشورهای اسلامی و منطقهی خاورميانه بپردازد و ثانياً با القای خطرناك بودن ايران برای امنيت همسايگان، اذهان عمومی از اقدامات و نقشههای ايالات متحده منحرف شود.
پناهيان با بيان اينكه از آغاز انقلاب تاكنون روند جدايی انقلاب از غرب شروع شده است و كماكان ادامه دارد، تاكيد كرد: اما ما الان غربگرا به معنای واقعی نداريم اما برخی از آقايان در مناظرهها گفتند اين خرافات است كه گفته میشود غرب در حال فروپاشی است، در حالی كه ما درحال بنای جديدی از تمدن اسلامی هستيم و ما حتی اگر با تمدن غرب نداشته باشيم اين تمدن در حال اضمحلال است.
دنيا هم دنياى زورگوئى است؛ دنياى ظلم است؛ دنياى خوبى نيست؛ دنياى بدى است؛ دنياى جاهليت است؛ دنياى غلبهى شهوترانها و زورگوها بر اكثر مردم جهان است. در يك چنين دنيائى خيلى بايد مراقب بود، خيلى بايد هوشيارانه عمل كرد، مدبرانه عمل كرد، شجاعانه عمل كرد. مىبينيد رفتار اين سران دنيا را؛ براى اطماع خودشان، براى حرص خودشان، براى پشتيبانى و حمايت از كمپانىهاى مورد تأييد خودشان، براى پر كردن جيبهاى كمپانىداران و سرمايهداران بزرگ، مىبينيد چه فجايعى در دنيا دارد اتفاق مىافتد؛ البته زير نام نيك شعارهاى توخالى و دروغين. جنگطلبند، اسم صلح را مىآورند و زير تابلوى صلح مىايستند؛ براى انسانها و بشر هيچ حق و اعتبارى قائل نيستند، زير تابلوى حقوق بشر قرار ميگيرند؛ اهل تجاوزند، تجاوز جزو سياستهاى اصلى كارهايشان است، ادعاى مقابله با تجاوز ميكنند؛ در سياستهاى خودشان، در رفتارهاى خودشان، از همهى شيوههاى كثيف استفاده ميكنند و بهره ميگيرند؛ از ترور استفاده ميكنند، سازمانهاى تروريست به وجود مىآورند، شركتهاى تروريست استخدام ميكنند - كه اينها چيزهاى واضح امروز دنياست
2 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«من احب فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی ومن ابغضها فهو فی النار; (2) هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است .»
3 . امام باقر علیه السلام می فرمایند:
«... ولقد کانت - علیها السلام - مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن والانس والطیر والوحش والانبیاء والملائکة ... ; (3) اطاعت از فاطمه علیها السلام بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است .»
بر طبق روايات اولين دادگاهي كه امام زمان (عج) برپا مي كند ، دادگاه قاتلان حضرت زهراست
ما گوشه نشینان غم فاطمه هستیم
محتاج عطا و کرم فاطمه هستیم
یک عمر چو شمع گر بسوزیم کم است
دلسوخته عمر کم فاطمه هستیم
اي مهربان تر از بهار قلبهاي خسته را بهار کن
که در فراق تو دلشکسته و يخ بسته مانده ايم
شکوفه بي طراوت ظهور سبز نيست بيا
منظور از کار مضاعف و همت مضاعف کمی نیست، کیفی استمقام
معظم رهبری و فرماندهی کل قوا امسال را سال همت مضاعف و کار
مضاعف قرار دادند.در متن فرمایشات ایشان آمده که کار جدید، کار
بهتر؛ یعنی هم کار بیشتر و هم بهرهوری بیشتر. البته این مضاعف بودن
به معنای دقیقاً دو برابر نیست که کسی بگوید من که دوازده ساعت
کار میکردم حالا باید بیست و چهار ساعت کار کنم؛ نه، منظور کمی
نیست، منظور کیفی است.
ممکن است شما فکرتان را به کار بیندازید،
بهرهوری کارتان را ده برابر کنید. ممکن است شما نیتتان را اصلاح
کنید، ممکن است شما تصمیم بگیرید به نواندیشی، بازنگری، اصلاح
امور، ابتکار، ابداع و راه نو و اینها آثار چندین برابر برکارتان
بگذارد. اینها بیجهت نیست، حقیقتهایی است که در پیشگاه خدای
متعال وجود دارد. اینکه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)
میفرماید که شما سه تا تسبیحات اربعه بگوئید ثواب یک عمره دارد،
زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) ثواب هزار حج دارد یا
خداوند صدقات را مضاعف و ربا را نابود میکند، اینها حقیقت است.
دل نوشته هايي در مورد حضرت زهرا (سلام الله عليها)
الا اي چاه يارم را گرفتند
گلم، باغم، بهارم را گرفتند
ميان کوچه ها با ضرب سيلي
همه دار و ندارم را گرفتند.
*******
بر حاشيه ي برگ شقايق بنويسيد
گل تاب فشار در و ديوار ندارد
******
اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت
اي كاش مدينه در و ديوار نداشت
فرياد دل محسن زهرا اين است
اي كاش در سوخته مسمار نداشت...
به گزارش پایگاه خبری نهریننت، در ادامه دخالتهای عربستان سعودی در امور
داخلی عراق و وجود برخی اطلاعات دقیق از کمک این کشور به عناصر حزب بعث در
ایجاد ناامنی و انجام انفجارهای اخیر در بغداد، برخی منابع دیپلماتیک از
تلاشهای این کشور علیه شیعیان در عراق خبر دادند.منابع دیپلماتیک در
بروکسل که در اتحادیه اروپا فعالیت دارند، به نهرین نت گفتند که بیشتر
کشورهای اروپایی نیز با اقدامات عربستان برای تغییر روند سیاسی در عراق
موافق هستند، ریاض تلاش دارد تا با به وجود آوردن حوادث بزرگ در عراق،
تغییراتی را به نفع سیاستهای خود در منطقه به وجود آورد و در همین راستا
از جریانهای بعثی و گروههای افراطی سنی نیز حمایت میکند.
چهار روز در مشهد توقف کردیم ،خیلی خوش گذشت و هر بار که به حرم امام
رضا(علیه السلام) می رفتم احساس آرامش و نورانیت خاصی می کردم.هر گاه که
نماز می خواندم ،حسی فرزندی را داشتم که با پدر خود صحبت می کند.تازه
فهمیدم که دارم با خدا صحبت می کنم، تمامی مشکلات و گرفتاری هایم را
فراموش کرده بودم و بهترین اوقات زندگی خودم را در آنجا سپری می کردم.
بعد از مراجعت از مشهد بدون اینکه از خدا برای رفع مشکلاتم حاجتی خواسته
باشم ، آنها یک به یک و خود به خود حل می شدند همین امر باعث شد تا درباره
دین اسلام تحقیق کنم.
در تهران، محله نارمک، با آقای خیرآبادی صحبت می کردم و ایشان سؤالات مرا
پاسخ می داد از نظر من صحبت کردن با ایشان خیلی آرامش بخش بود.
بعد از مدتی دوباره دلم برای حرم امام رضا(علیه السلام) تنگ شد و تصمیم
گرفتم که ایندفعه تنها بروم ، صبح ها می خوابیدم و شب ها به حرم مشرف می
شدم و در آنجا از روحانیون که بودند سؤالاتم را می پرسیدم.
یک روز یکی از دوستانم که علاقه مرا به اماکن مذهبی و مراسم های مسلمانان
دیده بود به من گفت که بیا با هم به اعتکاف برویم، به او گفتم که اعتکاف
چیست؟ گفت : یکی از مراسم های معنوی مسلمانان است که در آن طی سه روز مردم
فقط به عبادت خدا می پردازند و از هر گونه ارتباط با دنیای مادی دوری می
کنند و من که برای شرکت در اعتکاف می بایست نام نویسی می کردم اسم خودم را
با نام مستعار علی در آنجا ثبت کردم . در آن سه روز احساس راحتی و نشاط
خاصی در خودم دیدم که باعث شد تصمیم بگیرم که برای همیشه از کلیسا
خداحافظی کنم و فهمیدم آنچه را که تا کنون دنبال آن می گشتم را پیدا کرده
ام.از آنجا به بعد برای خودم نام مقدس و مبارک علی را برگزیدم و از آنجا
که علاقه شدیدی نسبت به امام رضا (علیه السلام) دارم دوستانم مرا علیرضا
می نامند.

نتیجه این تلاشها در غرب، از هم پاشیدن خانواده و بیگانه شدن افراد جامعه از یكدیگر است؛ اما با اثبات پوچی و به بن بست رسیدن این تفكرات، افراد به دین برمیگردند و اكنون با آغاز این حركت بزرگ، اسلام در كانون توجه قرار گرفته است/جا دارد سازمان كنفرانس اسلامی كه اساسا برای حمایت از فلسطین تشكیل شده، به وظیفه ذاتیاش در دفاع از فلسطین و بسیج دنیای اسلام در برابر حركتهای موذیانه صهیونیستها عمل كند.
سوره ی مبارکه الاعراف: آيه 141
وَإِذْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَونَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ(141)
(به خاطر بياوريد) زمانى را كه از (چنگال) فرعونيان نجاتتان بخشيديم! آنها كه پيوسته شما را شكنجه مىدادند، پسرانتان را مىكشتند، و زنانتان را (براى خدمتگارى) زنده مىگذاشتند و در اين، آزمايش بزرگى از سوى خدا براى شما بود. (141)
حضرت زينالعابدين عليبنالحسين عليهالسلام فرمود:
ما در ميان قوم خود همچون بني اسرائيل در ميان خاندان فرعون گشتهايم که پسران ما
را ميکشند و زنان ما را زنده ميگذارند
سوره ی مبارکه مريم : آيه 1
كهيعص(1)
كهيعص (1)
از سعد بن عبدالله روايت
شده است که حضرت قائم عليه السلام درباره تأويل « کهيعص » پرسيدم.
حضرت فرمود: اين حروف از خبرهاي غيبي است که خداوند بنده اش زکريا را بر آن آگاه
ساخت. آن گاه داستان آن را براي محمد صلي الله و عليه و آله و سلم بيان کرده است،
و داستان آن از اين قرار است که زکريا از پروردگارش درخواست نمود که وي را بر
نامهاي پنج تن « پيامبر و اهل بيتش » آگاه سازد پس جبرئيل بر او فرود آمد و نام
پنج تن را بر وي تعليم داد.
زکريا هرگاه ياد و ذکري از محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام مي کرد،
ناراحتي و اندوهش برطرف مي شد و هرگاه متذکر نام حسين عليه السلام مي شد اشک
چشمانش را مي گرفت و نفسش به شماره مي افتاد.
روزي گفت: خدايا، چرا هرگاه چهار تن از آنها را ياد مي کنم به وسيله نامهايشان از
اندوه تسلاي خاطر مي يابم و هرگاه حسين را ياد مي کنم اشک در چشمانم حلقه مي زند و
آه از دلم بلند مي شود؟
خداي تبارک و تعالي وي را از داستان کربلا آگاه ساخت و فرمود: « کهيعص » پس: « کاف
» نشان کربلاست و « ها » نشان هلاکت عترت پاک او و « يا » نشان يزيد، کسي که در حق
حسين ظلم کرد و « عين » نشان عطش است و « صاد » نشان صبر حسين عليه السلام است.
منابع
بحارالانوار، ج 44، ص 223، حديث 1 - احتجاح، ص 239.
سوره ی مبارکه الحجر:آيه 75
إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ(75)
در اين (سرگذشت عبرتانگيز)، نشانههايى است براى هوشياران! (75)
از امام رضا عليه السلام
سؤال شد: چگونه است که شما از آنچه در دل مردم است خبر مي دهيد؟
حضرت فرمود: آيا فرمايش پيامبر خدا به شما نرسيده است که فرمودند: « اتٌقوا فراسة
المؤمن فانٌه ينظر بنور الله؟ » سوال کننده پاسخ داد: بله.
حضرت فرمود: هيچ مؤمني نيست جز آنکه براي او فراست و زيرکي و تيزهوشي است، به
اندازه ايمان و روشن بيني و دانشش با نور خدا مي بيند « و به باطن افراد و اشياء
پي مي برد » و خداوند آنچه را از اين فراست در تمامي مؤمنان پراکنده ساخته است،
همه را براي امامان ما جمع نموده است و در کتابش فرموده است: « ان في ذلک لايات
للمتوسٌمين ».
اولين از « متوسٌمين » رسول خدا صلي الله عليه و آله است، پس از آن علي بن ابي
طالب و بعد از آن حسن و حسين و امامان از فرزندان حسين عليهم السلام تا روز قيامت هستند.
منابع
بحار الانوار، ج 24، ص 133، حديث 1 - مناقب آل ابي طالب، ص153
پيامبر صلي الله عليه و آله شخصاً سرپرستي امام حسين را به عهده گرفت و به وي توجهي فراوان داشت و روحش را با روح خود و عواطفش را با عواطف خويش آميخته ساخت. و بنابر آنچه مورخان مي گويند، انگشت ابهام خودرا در دهان وي مي گذاشت و آن حضرت، وي را پس از تولدش گرفت و زبانش را در دهان او گذاشت تا او را از تراوش نبوت، تغذيه دهد، در حالي که به او مي فرمود: «هان اي حسين! هان اي حسين! خداوند نپذيرفت جز آنچه را خود خواهد - يعني امامت را - که در تو و در فرزندانت باشد...» (1) .
و در اين باره «سيد طباطبائي» مي گويد:
ذادوا عن الماء ظمآناً مراضعه
من جده المصطفي الساقي أصابعه
يعطيه ابهامه آناً و آونة
لسانه فاستوت منه طبائعه
غرس سقاه رسول اللَّه من يده
وطاب من بعد طيب الأصل فارعه
«او را تشنه از آب بازداشتند، آنکه جدش مصطفي از انگشتانش به او مي نوشانيد».
«گاهي (انگشت) ابهامش را به او مي داد و گاهي زبانش را تا اينکه سرشتهايش از او
پاي گرفت».
«نهالي که پيامبر خدا از دست خود آن را آبياري کرد و بعد از نيکي اصلش، شاخه ها
نيز نيکو گرديد».
پيامبر صلي الله عليه و آله در جان نوزادش، بزرگواريها و مکرمتهايش را فرو ريخت
تامثالي از او و ادامه اي براي زندگيش باشد و در نشر اهداف و حمايت از اصولش
نماينده او گردد.


از لحظه لحظهى روزهاى مسئوليت من و شما سؤال خواهد شد. از همه سؤال خواهد شد؛ منتها آن كسى كه بار سنگينى بر دوشش نيست، مثل آن كسى است كه مال زيادى ندارد؛ از او حساب بخواهند، سرانگشتى يك چند قلم بيان خواهد كرد، خلاص خواهد شد. آن كسى كه مالِ زياد دارد، اندوختهاى دارد، رشتههاى گوناگون درآمدى دارد، طبعاً اگر از او حساب بخواهند، با يك كلمه و دو كلمه، اين حساب تمام نميشود. اگر طرف حساب، دقيق باشد و بخواهد مو را از ماست بكشد و بخواهد سختگيرى كند، بخواهد با عدالت رفتار كند، طبعاً خيلى مشكل خواهد شد؛ قدم به قدم اين را بايست جواب داد: اين پول را از اينجا به دست آورديم، اينجا خرج كرديم، به اين دليل به دست آورديم، به اين دليل خرج كرديم. مسئوليت هم همين جور است. حالا الحمدللَّه شماها علىالظاهر افراد مالدار و پولدار و ثروتمندى نيستيد - انشاءاللَّه كه نباشيد - ليكن سنگينى مسئوليت شما از سنگينى آن مال بيشتر است. از ما سؤال ميكنند: در فلان قضيه، شما مسئوليتتان چه بود؟ جزئيات مسئوليت را بايد بدانيد. اگر ندانيم، سؤال ميكنند كه چرا نميدانستى مسئوليتت اين است؟ چطور غفلت كردى؟ وقتى كه بدانيم، ميگويند حالا اين مسئوليت را چطور ادا كرديد؟ طول ميكشد تا شرح بدهيم، تا بيان كنيم، تا عذر بياوريم.
امروز هم در ميدان علم، ميدان سياست، ميدان تلاش و كار، ميدان همبستگى ملى
و ميدان بصيرت، شما جوانها پايمردى خودتان را نشان داديد، ايستادگى خودتان
را اثبات كرديد. گاهى اوقات جنگ نظامى آسانتر از جنگ فكرى است 
سوره ی مبارکه الشعراء: آيه 219
وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ(219)
و (نيز) حركت تو را در ميان سجدهكنندگان! (219)
از امام باقر عليه السلام درباره قول خداي عزوجل: « و تقلبک في الساجدين »؛ « و خداوند حرکت تو را در ميان سجده کنندگان مي بيند»؛ « سوره شعرا، آيه 219 » روايت شده است که اين آيه درباره علي و فاطمه و حسن و حسين و اهل بيت پيامبر خدا عليهم السلام است.
منابع
بحار الانوار، ج 24، ص 280، حديث 1 - کنز جوامع الفوائد،ص 388آثار سیاسی عاشورا – بقای شریعت اسلام
اوضاع عمومى اسلام و مسلمين بسيار ناراحت كننده بود . فعاليتها و تبليغات مسموم بنى اميه عليه حضرت على (ع) و خاندانش ، و نيز تحريفات و بدعتهايى كه زيركانه در اسلام داخل كرده بودند، شرايط را جهت نابودى اسلام و محو نام حضرت محمد (ص) آماده كرده بود. خلافت الهى به حكمت سلطنتى و ديكتاتورى تبديل شده بود . روح شريعت اسلام يعنى پرهيزگارى و عدالت، در اجتماع ديده نمىشد و از احكام اجتماعى دين فقط جمعه و جماعت، آن هم به صورت تشريفات وجود داشت
شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشههاى مردم آشكار شد.
نام: محمّد.
پدر: امام حسن عسكرى(ع).
مادر: نرجس.
القاب: حجت، خاتم، صاحب الزّمان، قائم، منتظَر، و از همه مشهورتر مهدى.
شكل: چون ستاره درخشان نورانى، و داراى خالى سياه بر گونه راست.
زاد روز: شب نيمه شعبان 255، هنگام طلوع فجر.
سرلشكر خلبان عباس بابايي
تولد : 14 آذر 1329 قزوين
تحصيلات : فارغ التحصيل دانشكده خلباني از آمريكا
مسئوليت : فرماندهي معاونت عمليات نيروي هوايي ارتش
شهادت : 15 مرداد 1366 مطابق با عيد قربا ن 1407 هـ . ق - آسمان منطقة عملياتي سردشت
گلزار : قزوين امام زاده حسين (ع)

با توجّه به اين روايت و نظاير آن، زندگى حضرت مهدى (عليه السلام) در دوران غيبت، به شكل طبيعى صورت مىگيرد و حتّى مردم عادى نيز به ديدار او توفيق مىيابند، امّا از شناخت او ناتواناند.
بسم الله را گفته و نگفته شروع كردم به خوردن .
حاجي داشت حرف مي زد و سبزي پلو را با تن ماهي قاطي مي كرد.

چرا مهدویت ؟
قرن هاست که میلیون ها دل بی قرار و عاشق، چشم به راه آمدن انسانی بزرگ و
الهی از خاندان پیامبر اسلام اند، تا با آمدنش جهان به سامان برسد و عدالت
جهانی حاکم شود.
آن شخصیت موعود را به نام «امام زمان» و «حضرت مهدی»(عج)می شناسیم.
بازهم ، جمعه است و روز انتظار
بازهم ، حرف دل به یاد یار
...
پرسش پيرامون علت غيبت، نه تنها پس از وقوع غيبت حضرت مهدى(عليه السلام)بلكه حتّى قبل از پيدايش ظاهرى آن حضرت، در زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)و امامان پس از او مطرح مىشده، بگونه هاى كه در فرمايشات آن بزرگواران نيز، به پاسخگويى آن پرداخته شده است.
دَجّال و سُفياني كيستند ؟
يكي از نشانه هاي ظهور حضرت مهدي (ع) خروج دجال و سفياني است ، و اين دو
به دست سپاه آن حضرت كشته مي شوند ، سوال اینجاست که اينها چه كسانيند؟ و
در كجايند و چگونه كشته مي شوند؟