اولین دادگاه پس از ظهور
بر طبق روایات ، نخستین دادگاهی که در دولت حقه امام زمان (عج) تشکیل می شود ، برای بررسی خون به ناحق ریخته شده ی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است. (روزگار رهایی ، ج 2، ص1070 )
الهی این نفس بی حب زهرا (سلام الله علیها) اگر رفت به سینه باز نگردد.

روزى عايشه بر فاطمه (س) وارد شد، در حالى كه آن حضرت براى حسن
و حسين (ع) با آرد و شير و روغن در ديگى غذاى حريره درست مىكرد. ديگ
بر روى اجاق و آتش مىجوشيد و بالا مىآمد و فاطمه (س) آن را با دست
خود هم مىزد.
عايشه با اضطراب و نگرانى از نزد او بيرون آمده، نزد پدرش ابوبكر رفت و
گفت: اى پدر! من از فاطمه چيز شگفتآورى ديدم، و آن اينكه دست به درون
ديگى كه بر روى آتش مىجوشيد برده، آن را به هم مىزد.
گفت: دختركم! اين را پنهان كن كه كار مهمى است.
اين خبر كه به گوش پيامبر اكرم (ص) رسيد، بر بالاى منبر رفت و حمد و
سپس الهى را به جاى آورد، سپس فرمود:
همانا مردم ديدن ديگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجب مىكنند. سوگند به آن
كسى كه مرا به پيامبرى برگزيد، و به رسالت انتخاب فرمود، همانا خداى
عزوجل آتش را بر گوشت و خون و موى و رگ و پيوند فاطمه حرام كرده است،
فرزندان و شيعيان او را از آتش دور نمود، برخى از فرزندان فاطمه داراى
رتبه و مقامى هستند كه آتش و خورشيد و ماه از آنها فرمانبردارى كرده در
پيش رويش جنيان شمشير زده، پيامبران به پيمان و عهد خود دربارهى او
وفا مىكنند، زمين گنجينههاى خودش را تسليم او نموده، آسمان بركاتش را
بر او نازل مىكند.
واى، واى، واى به حال كسى كه در فضيلت و برترى فاطمه شك و ترديد به خود راه دهد، و لعنت و نفرين خدا بر كسى كه شوهر او، على بن ابىطالب را دشمن داشته به امامت فرزندان او راضى نباشد. همانا فاطمه، خود داراى جايگاهى است و شيعيانش نيز بهترين جايگاهها را خواهند داشت. همانا فاطمه پيش از من دعا مىكند و شفاعت مىنمايد و شفاعتش علىرغم ميل كسانى كه با او مخالفت مىكنند، پذيرفته مىشود.*
* فاطمه زهرا (س) شادمانى دل پيامبر، ص 152.
ابر بن عبداللَّه انصارى از قول على بن ابيطالب عليهالسلام نقل مىكند كه آن حضرت فرمود:
- اى پدر در روز توقفگاه بزرگ (روز قيامت) شما را كجا
ملاقات كنم؟
- فرمود: اى فاطمه، كنار در بهشت، در حالى كه پرچم
?الحمدالله? با من است و نزد پروردگارم امت خود را شفاعت مىكنم.
در بيستم جمادى الثانى سال دوم بعثت، از صلب پيامبر اكرم- صلى الله عليه و آله و سلم- و از رحم پاك و مطهر خديجه، دخترى پا به عرصه وجود نهاد، دخترى كه همتاى على (ع)، سرمنشأ و ريشه سلسله امامت و ولايت، و الگوى تمامى مؤمنين و موحدين است .
در يكى از ملاقاتها كه بين پيامبر و جبرئيل صورت گرفت، امين
وحى الهى عرض كرد: اى محمد! خداوند على اعلى به تو سلام مىرساند و امر
مىنمايد كه چهل روز از خديجه دورى كنى! آن حضرت 40 روز به خانه خديجه نرفت .
روزها را روزه گرفت و شبها را به عبادت حق تعالى مشغول بود و در اين مدت، در
خانه فاطمه بنت اسد به سر مىبرد و هر شب، هنگام افطار، به على (ع) امر
مىفرمودند در خانه را باز كنند تا هر كه مىخواهد داخل شود و از غذاى حضرت
تناول كند .
السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْمَغْصُوبَهُ
السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَهُ الْمَقْهُورَهُ
السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَهُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ
صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ
سـول خدا صلی الله و علیه و آله فرمـود: فِى الجَنَّةِ دَرَجَةٌ تُدعَى الـوَسیلَةُ فَاِذَا سَاَلتُـم اللهَ فَاساَلُوا لِـىَ الوَسِیلَةَ قَالُـوا یَا رَسُـولَ اللهِ مَـن یَسكُـنُ مَعَكَ فِیها؟ قَالَ علـىً و فـاطمةُ و الحَسَـنُ و الحُسَیـنُ. در بهشت درجهاى به نام «وسیله» است. هـرگاه خـواستیـد، هنگام دعا، چیزى بـرایـم بخواهید، مقام وسیله را از خـداوند خـواستار شـوید. گفتنـد: یا رسـولالله! چه كسـانـى در ایـن درجه (مخصـوص) بـا شما همنشیـن خـواهنـد بـود؟ فـرمـود: علـى، فـاطمه، حسـن و حسین.
ايام شهادت مادر مهرباني، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بر فاطميون تسليت باد.
الا اي چاه يارم را گرفتند ** گلم، عشقم، بهارم را گرفتند
ميان كوچه ها با ضرب سيلي ** همه دار و ندارم را گرفتند
از زبان فاطمه الزهرا سلام الله عليها
از على عليهالسلام چه چيزى را نپسنديدند؟
واى بر آنان! خلافت را از كوههاى بلند رسالت و پايههاى نبوت و محل نزول
روحالأمين با وحى مبين و از عالمان آگاه و حاذق در امر دنيا و دين به كجا
كشاندند. بدانيد كه اين زيانِ آشكار است.
از ابوالحسن (على عليهالسلام) چه چيزى را نمىپسنديدند؟
به خدا قسم، ناراضى بودند از صلابت شمشيرش و بىپروائى او از مرگش و شدت
حملههايش و برخوردهاى عبرتآموز او در جنگ، و از تبحر او در كتاب خداوند
و غضب او در امر الهى.
مرحوم شيخ صدوق به سند خود از ابنعباس نقل مىكند كه در حضور امير مؤمنان على (ع) (در زمان خلافتش) سخن از جريان خلافت (بعد از رسول خدا تا آن زمان) به ميان آمد، سخن مشروح زير را فرمود، (كه ما آن را از نهجالبلاغه (1) در اينجا مىآوريم) كه ترجمهاش چنين است:سوگند به خدا فلانى (ابوبكر) رداى خلافت را بر تن كرد، در حالى كه به نيكى مىدانست من در گردش درآوردن حكومت اسلامى همانند محور سنگهاى آسيا هستم (كه آسيا بدون آن نمىچرخد) او مىدانست كه سيلها و چشمههاى علم و كمال از دامن كوهسار وجودم، جريان دارد و پرندگان بلند پرواز را ياراى وصول به افكار بلند من نيست.
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشتههای چادرت دست نیاز میآویزد و معرفت به غبار آستان خانهات بوسه میزند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخمها و داغها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانهات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...
نقل مفضل از امام صادق عليه السلام
مفضّل حديثى از امام صادق عليهالسلام روايت كرده كه از امام حجّت- عجلاللَّه تعالى فرجه الشريف- و رجعت برخى مردگان سخن مىگويد. از جمله در اين روايت آمده: «زدن سلمان فارسى، آتش زدن در خانه اميرالمؤمنين، فاطمه، حسن و حسين عليهمالسلام بر رويشان و تازيانه زدن به دستان صديقهى كبرى فاطمه عليهاالسلام و شكم او و سقط محسن... و جمع هيزم، انباشت آن كنار در براى آتش زدن خانه اميرالمؤمنين، فاطمه، حسن، حسين و زينب، امكلثوم، فضّه، آتش زدن در، و خروج فاطمه و خطاب او به آنان از پشت در، و سخن او گفت: واى بر تو عمر! اين چه جسارتى است كه به خدا و رسول مىكنى؟ مىخواهى نسل رسول خدا را از دنيا قطع كنى و از بين ببرى، و نور خدا را خاموش كنى...
عمر گفت: خودت انتخاب كن يا بيرون آمدن على براى بيعت با ابوبكر را و يا آتش زدن همهى شما؟!».
در اين روايت آمده: «قنفذ دستش را وارد خانه كرد تا در را باز كند و عمر
با تازيانه چنان به بازوى زهرا عليهاالسلام زد كه همچون بازوبند روى
بازويش حلقه زد و لگدى به در كوبيد كه به شكم فاطمه عليهاالسلام خورد در
حالى محسن را شش ماهه در شكم داشت، و سقط شدن محسن و هجوم عمر، قنفذ، خالد
بن وليد، سيلى زدن به زهرا عليهاالسلام چنانكه گوشوارهاش شكست، فاطمه
عليهاالسلام بلند بلند مىگريست، مىگفت: پدر! وا رسولاللَّه! دخترت
فاطمه را تكذيب مىكنند، او را مىزنند و فرزندش را در شكمش مىكشند».
... در اثر لگدى كه به شكم او زدند و راندن در، درد زايمان گرفت و محسن را سقط كرد.(1)
**
1 ـ بحارالانوار، ج 53، صص 14- 19.
*****************************
نقل از زبان حضرت زهرا
در تمام روزهايى كه پيامبر بسترى بود، فاطمه «ع» در كنار بستر پيامبر نشسته و لحظهاى از او دور نمىشد. ناگاه پيامبر به دختر خود اشاره نمود كه با او سخن بگويد. دختر پيامبر قدرى خم شد و سر را نزديك پيامبر آورد. آنگاه پيامبر با او به طور آهسته سخن گفت. كسانى كه در كنار بستر پيامبر بودند، از حقيقت گفتگوى آنها آگاه نشدند. وقتى سخن پيامبر به پايان رسيد، زهرا سخت گريست و سيلاب اشك از ديدگان او جارى گرديد. ولى مقارن همين وضع، پيامبر بار ديگر به او اشاره نمود و آهسته با او سخن گفت. اين بار زهرا با چهرهاى باز و قيافهاى خندان و لبان پر تبسم سر برداشت. وجود اين دو حالت متضاد در وقت مقارن، حضرا را به تعجب واداشت. آنان از دختر پيامبر خواستند كه از حقيقت گفتار پيامبر آگاهشان سازد. زهرا فرمود: من راز رسول خدا را فاش نمىكنم.
كمتر از يك هفته مانده به فاطميه
آقاجان آجرك الله
آقاجان تسليت
پيامبر اكرم (صلي الله عليه و اله وسلم ) :
هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد،در آتش [دوزخ] است .»
سخنان حضرت زهرا
عليهاالسلام براى زنان عيادتكننده(1) اولين اثر خطابهى حضرت زهرا
عليهاالسلام آن بود كه زنان مهاجر و انصار از اين مدتى كه هيچ يادى از
يادگار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نكرده بودند به عيادت حضرت آمدند و
گفتند: اى دختر پيامبر، حالتان چگونه است؟ حضرت فرمود: از دنيايى كه با
شما باشم متنفرم و آن را رها كردهام، و نسبت به مردان شما غضبناكم. ننگ
بر كُند شدن شمشير و تزلزل فكر!!
واى بر آنان! خلافت را از كوههاى
بلند رسالت به كجا كشاندند؟ از ابوالحسن (على عليهالسلام) چه چيزى را
نمىپسنديدند؟ جز صلابت شمشيرش و بىپروائى او از مرگ و شدت حملهها و
برخوردهاى عبرتآموز او در جنگ، و از تبحر او در كتاب خداوند و غضب او در
امر الهى. به خدا سوگند، اگر مهارى را كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آن
را به او (على عليهالسلام) سپرده بود در دست او باقى مىگذاردند به
بهترين وجهى آن را اداره مىكرد و اگر خلافت را به او مىسپردند بركات
آسمان و زمين بر آنان گشوده مىشد.
به كدام سو روى آوردند؟! و بر ضد كدامين ذريهاى اقدام كردند و بر آنان
چيره شدند؟! بينىشان بر خاك ماليده باد و پشيمان شوند قومى كه گمان
مىكنند كار درستى انجام مىدهند. قسم به لايزالى خداوند، هماكنون فتنه
باردار شده است، و پس زمان كوتاهى ثمرهاش ظاهر مىگردد و از آن كاسهاى
لبريز از خون تازه و سم تلخ كشنده مىدوشيد. آنگاه است كه آيندگان از
نتيجهى آنچه پيشينيان پايه گذاردهاند آگاه مىشوند.
سويد بن غفله مىگويد: زنان عيادتكننده فرمايشات حضرت زهرا عليهاالسلام
را براى مردان خود بازگو كردند. پيرو آن عدهاى از بزرگان مهاجرين و انصار
به عنوان عذرخواهى نزد حضرت آمده گفتند: اى سيدةالنساء، اگر ابوالحسن (على
عليهالسلام) اين مسئله را قبل از آنكه پيمانى ببنديم بما يادآور مىشد
سراغ ديگرى نمىرفتيم. حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: از من دور شويد (بس
كنيد)، كه با بهانههاى بيهودهتان عذر شما پذيرفته نيست و با كوتاهىهاى
شما جاى هيچ سخنى باقى نمانده است!
تمسك به اجماع مسلمين و جواب آن
اين بار ابوبكر اقرار كرد كه از جواب عاجزم و فقط مسلمين را بين خود و تو قرار مىدهم كه من در واقع دستور آنان را اجرا كردهام.
حضرت زهرا عليهاالسلام خطاب را متوجه مسلمين نمودند و بشدت آنان را كه به
سوى سخن باطل روى آوردهاند مورد مؤاخذه قرار دادند و آنان را به عذاب
بشارت دادند و اشاره كردند كه اگر مردم هم به آن راضى نباشند خدا راضى
است. بعد تصريح كردند كه اين تصميم شما را خوب مىدانم، ولى خواستم اتمام
حجت كنم و مردم واقعيت را بدانند و روز قيامت براى حساب آماده باشند.
نصرتطلبى حضرت زهرا و اهلبيت در سايه فدك
اقدامى كه هيچكس- نه غاصبين و نه مردم- انتظارش را نداشتند اين بود كه اميرالمؤمنين و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسين عليهمالسلام دستهجمعى حركت كنند و بر در خانهى مهاجرين و انصار بيايند و از آنان دربارهى حقوق از دست رفتهى خود كمك بخواهند. اين اقدام معرفى خوبى براى مردم بود كه هم خود را بشناسند و هم آيندگان آنان را بشناسند. مردمى كه درِ خانهى خود را باز مىكردند و خود را با تنها يادگار پيامبرشان روبرو مىديدند از هر جهت عاجز مىشدند و از نظر اعتقادى و اخلاقى و وجدانى خود را محكوم مىيافتند.
احتجاج مفصل حضرت زهرا در مجلس ابوبكر و عمر
اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: اكنون كه ما آنطور هستيم كه خودتان مىشناسيد و منكر نيستيد و در عين حال شهادت ما بنفع خودمان پذيرفته نيست و شهادت پيامبر هم قبول نيست پس انا للَّه و انا اليه راجعون! ما وقتى براى خود ادعائى داريم از ما دليل مىخواهيد؟ آيا كسى نيست ما را يارى كند؟ شما بر حكومت خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله حمله آوردهايد و بدون هيچ دليلى و حجتى آن را از خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به خاندان ديگرى بردهايد. به زودى ظالمان خواهند دانست كه به كجا بازمىگردند.
ارائهى سند فدك توسط حضرت زهرا
ارائهى سند فدك توسط حضرت زهرا عليهاالسلام (1) از اولين برخورد غاصبين دربارهى فدك مشخص شد كه نقشههاى شومى در سر دارند. به همين جهت، عمر به حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: آن نوشتهاى كه مىگفتى پدرت پيامبر دربارهى فدك برايت نوشته بياور!
پس از غصب فدك، اين اولين اقدامى بود كه حضرت زهرا عليهاالسلام انجام داد و سند فدك را آورد و به ابوبكر نشان داد و فرمود: اين نوشتهى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله براى من و فرزندانم است.2 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«من احب فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی ومن ابغضها فهو فی النار; (2) هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است .»
3 . امام باقر علیه السلام می فرمایند:
«... ولقد کانت - علیها السلام - مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن والانس والطیر والوحش والانبیاء والملائکة ... ; (3) اطاعت از فاطمه علیها السلام بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است .»
بر طبق روايات اولين دادگاهي كه امام زمان (عج) برپا مي كند ، دادگاه قاتلان حضرت زهراست
ما گوشه نشینان غم فاطمه هستیم
محتاج عطا و کرم فاطمه هستیم
یک عمر چو شمع گر بسوزیم کم است
دلسوخته عمر کم فاطمه هستیم
دل نوشته هايي در مورد حضرت زهرا (سلام الله عليها)
الا اي چاه يارم را گرفتند
گلم، باغم، بهارم را گرفتند
ميان کوچه ها با ضرب سيلي
همه دار و ندارم را گرفتند.
*******
بر حاشيه ي برگ شقايق بنويسيد
گل تاب فشار در و ديوار ندارد
******
اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت
اي كاش مدينه در و ديوار نداشت
فرياد دل محسن زهرا اين است
اي كاش در سوخته مسمار نداشت...
«چون حضرت مهدى عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف ظهور كند، پس از اقداماتى، به كيفر قاتلان ستمگر مادرش فاطمه عليهاالسلام مىپردازد و به سراغ قبر آنان مىرود و آنان را زنده مىكند، و به محاكمه مىكشد و پس از آن به دارشان آويزان مىكند و پس از باز كردن از دار، به پيكبر كثيفشان آتش مىزند.»
اگر به دقت به آيات قرآن مجيد نظرى بيفكنيم و رابطه برخى از آيات آن را در
مورد حضرت زهرا مورد توجه قرار دهيم، خواهيم ديد كه پروردگار عالم عذاب
دردناك و خواركنندهاى براى دشمنان آن حضرت وعده مىدهد.
از جمله در آيهى 61 سورهى توبه مىفرمايد: «و الذين يوذون رسولاللَّه
لهم عذاب اليم؛ كسانى كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را اذيت
مىكنند به عذاب دردناكى گرفتار آيند.»
و در آيهى 57 احزاب مىفرمايد: «ان الذين يوذون اللَّه و رسوله لعنهم
اللَّه فى الدنيا و الاخره و اعدلهم عذابا مهينا؛ به يقين كسانى كه به
ايذا خدا و پيامبر مىپردازند در دنيا و آخرت از رحمت الهى به دور بوده،
عذاب خواركنندهاى در انتظار آنان است.»
با توجه به بحثهايى كه در همين فصل داشتيم و ثابت كرديم كه «ايذا فاطمه
عليهاالسلام ايذا خدا و پيامبر است» چنين نتيجه مىگيريم كه دشمنان فاطمه
طبق همين دو آيه و آيات مشابه ديگر، در آتش ابدى كه از قهر خدا سرچشمه
مىگيرد قرار خواهند گرفت.
و در حديثى رسول خدا در اين زمينه مىفرمايند: هركس با دشمنى فاطمه و
اهلبيت من از دنيا برود كافر از دنيا رفته و بوى بهشت به مشام او نمىرسد
و در پيشانى او مىنويسند اين شخص از رحمت خدا بدور است. (1)
(... من مات على بغض آل محمد جا يوم القيمه مكتوب بين عينيه آيس من
رحمهاللَّه، الا و من مات على بغض آلمحمد مات كافرا، الا و من مات على
بغض آلمحمد لم يشم رائحه الجنه.) و در حديث ديگرى از طريق عامه از حضرت
سلمان نقل شده كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در مورد دشمنان فاطمه
عليهاالسلام فرمودند:
يا سلمان! ويل لمن يظلمها و يظلم بعلها اميرالمؤمنين عليا و ويل لمن يظلم ذريتها و شيعتها. (2)
يا سلمان! واى بر آن ستمگرانى كه به فاطمه و شوهرش على اميرالمؤمنين ستم
كنند؟! حتى واى بر آنان كه بر فرزندان و شيعيان فاطمه جفا نمايند.
قابل توجه است كه در اين حديث ضمن تعبير اميرالمؤمنين بر حضرت على
عليهالسلام آن هم در مدرك معتبر اهل سنت، دشمنان فاطمه عليهاالسلام و
شوهر و فرزندان و شيعيان را تهديد به كيفر و عذاب الهى مىنمايد، و
مىرساند كه چنين افرادى روزگار سياهى در پيشگاه خدا خواهند داشت.
1ـ تفسير
كشاف، ج 3، ص 82، فرائد، ج 2، ص 255 ش 251- طرائف، ص 267- فخر رازى، ج 27،
ص 165- قرطبى، ج 8، ص 43 ذيل آيهى 23 سورهى شورى- نمونه، ج 20، ص 413-
سفينه، ج 1، ص 201.
2ـ فرائدالسمطين، ج 2، ص 67 ش 391.
حرام بودن آتش بر فاطمه زهرا
روزى عايشه بر فاطمه (س) وارد شد، در حالى كه آن حضرت براى حسن و حسين (ع) با آرد و شير و روغن در ديگى غذاى حريره درست مىكرد. ديگ بر روى اجاق و آتش مىجوشيد و بالا مىآمد و فاطمه (س) آن را با دست خود هم مىزد.
عايشه با اضطراب و
نگرانى از نزد او بيرون آمده، نزد پدرش ابوبكر رفت و گفت: اى پدر! من از
فاطمه چيز شگفتآورى ديدم، و آن اينكه دست به درون ديگى كه بر روى آتش
مىجوشيد برده، آن را به هم مىزد.
گفت: دختركم! اين را پنهان كن كه كار مهمى است.
اين خبر كه به گوش پيامبر اكرم (ص) رسيد، بر بالاى منبر رفت و حمد و سپس الهى را به جاى آورد، سپس فرمود:
همانا مردم ديدن ديگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجب مىكنند. سوگند به آن كسى
كه مرا به پيامبرى برگزيد، و به رسالت انتخاب فرمود، همانا خداى عزوجل آتش
را بر گوشت و خون و موى و رگ و پيوند فاطمه حرام كرده است، فرزندان و
شيعيان او را از آتش دور نمود، برخى از فرزندان فاطمه داراى رتبه و مقامى
هستند كه آتش و خورشيد و ماه از آنها فرمانبردارى كرده در پيش رويش جنيان
شمشير زده، پيامبران به پيمان و عهد خود دربارهى او وفا مىكنند، زمين
گنجينههاى خودش را تسليم او نموده، آسمان بركاتش را بر او نازل مىكند.
واى، واى، واى به حال كسى كه در فضيلت و برترى فاطمه شك و ترديد به خود
راه دهد، و لعنت و نفرين خدا بر كسى كه شوهر او، على بن ابىطالب را دشمن
داشته به امامت فرزندان او راضى نباشد. همانا فاطمه، خود داراى جايگاهى
است و شيعيانش نيز بهترين جايگاهها را خواهند داشت. همانا فاطمه پيش از
من دعا مىكند و شفاعت مىنمايد و شفاعتش علىرغم ميل كسانى كه با او
مخالفت مىكنند، پذيرفته مىشود.(1)
1 ـ فاطمه زهرا (س) شادمانى دل پيامبر، ص 152.
الهي اين نفس بي حب زهرا (سلام الله عليه) اگر رفت به سينه برنگردد
از
فاطمه اكتفا به نامش نكنيد
نشناخته توصيف مقامش نكنيد
هر
كس در او محبت زهرا نيست
علامه اگر هست سلامش نكنيد عالم محضر حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله عليه) است... مراقب باشيم
در موقع درد از تو دوا میخواهم
از بهر مریض ها شفا میخواهم
با هیچ کسی کار ندارم زهرا
من از تو برات کربلا میخواهم
بشر هر کجا گفت یا فاطمه
پس از ربنا گفت:یا فاطمه
به هنگام خلق زمین و زمان
گمانم خدا گفت:یا فاطمه
پیمبر که تاج سر عالم است
به هنگام دعا گفت:یا فاطمه
چرا درب خیبر زجا کنده شد؟
شه لا فتی گفت:یا فاطمه
به طوفان چو افتاد نوح نبی
به آه و نوا گفت:یا فاطمه
ابالفضل که همه عاشق نام اوست
در کربلا گفت:یا فاطمه
(استاد زنجانی)
الهي اين نفس بي حب زهرا (سلام الله عليه) اگر رفت به سينه برنگردد
از
فاطمه اكتفا به نامش نكنيد
نشناخته توصيف مقامش نكنيد
هر
كس در او محبت زهرا نيست
علامه اگر هست سلامش نكنيد
الهي اين نفس بي حب زهرا (سلام الله عليه) اگر رفت به سينه برنگردد
اسم آن خانم، فاطمه است و براى آن بزرگوار هشت لقب ذكر كردهاند: صديقه، راضيه، مرضيه، زهرا، بتول، عذرا، مباركه و طاهره (1) . از بعضى روايات استفاده مىشود كه زكيه و محدثه از القاب آن خانم است و كنيه او ام ابيها است.
اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت *** اي كاش مدينه در و ديوار نداشت
فرياد دل محسن زهرا اين است *** اي كاش در سوخته مسمار نداشت
حضرت زهرا (س) به عمر بن خطّاب فرمودند: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسيدم كه عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرين مى كردم .و مى ديدى چگونه دعايم سريع مستجاب مى گرديد .
بر حاشيه گلبرگ شقايق بنويسيد
گل تاب فشار در و ديوار ندارد
روز قیامت دختـرم فاطمه بـر مركبـى از مـركبهاى بهشت وارد عرصه محشر مـىشـود. مهار آن مركب از مرواریـد درخشان، چهار پایـش از زمرد سبز، دنبالهاش از مشك بهشتى و چشمانـش از یاقوت سرخ است و بر آن گنبدى از نور قرار دارد كه بیرون آن از درونـش و درون آن از بیرونـش نمایان است. فضاى داخل آن گنبـد انـوار عفـو الهى و خارج آن پرتـو رحمت خـدایـى است. بر فرازش تاجـى از نـور دیـده مـىشـود كه هفتاد پایه از در و یاقـوت دارد كه هماننـد ستارگان درخشان نور مىافشانند.
در هر یك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشـم مـىخـورد. جبرئیل مهار آن را در دست دارد و با صـداى بلند نـدا مىكند: نگاه خود فراسوى خویش گیرید(چشمها را فـرو پوشانید) و نظرها پایین افكنید. ایـن فـاطمه دختـر محمـد(ص) است كه عبـور مـيكنـد. در ایـن هنگام، حتـى پیامبـران و انبیـا و صـدیقیـن و شهدا همگـى از ادب دیـده فـرو مىگیـرند تا فاطمه صلوات الله علیها عبـور مـىكنـد و در مقابل عرش پـروردگارش قرار مىگیرد.
کاش عمر ذره اي احساس داشت
احترام باغبان و ياس داش
کاش زهرا پشت در تنها نبود
مادر سادات هم عباس داشت
الهي اين نفس بي حب زهرا (سلام الله عليه)
اگر رفت به سينه برنگردد
1- موقعيت اهل بيت در نزد خدا
« وَاحْمَدُوا الَّذى
لِعَظمَتِهِ وَ نُورِهِ يَبْتَغى مَنْ فِى السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ
إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ، وَ نَحْنُ وَسيلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ
خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَيْبِهِ، وَ
نَحْنُ وَرَثَةُ أَنـْبِيائِهِ.»
خدايى را حمد و سپاس گوييد كه به
خاطر عظمت و نورش، هر كه در آسمانها و زمين است به سوى او وسيله مىجويد، و
ما وسيله او در ميان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جايگاه قدس او و حجّت غيبى
و وارث پيامبرانش هستيم.
پرتوى از سيره و سيماى فاطمه زهرا(عليها السلام)
حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)، دختر گرامى پيامبر اكرم(صلى
الله عليه وآله وسلم) و خديجه كبرى، چهارمين دختر پيامبر اسلام(صلى الله
عليه وآله وسلم) است.
القاب حضرتش: زهرا، صدّيقه، طاهره، مباركة، زكيّه، راضيه، مرضيّه، محدثَّه و بتول مىباشد.
بيشتر مورّخان شيعه و سنّى، ولادت با سعادت آن حضرت را در بيستم جمادىالثّانى سال پنجم بعثت در مكّه مكرّمه مىدانند.
الهي اين نفس بي حب زهرا(سلام الله عليها) اگر رفت به سينه بر نگردد.
فاطمه بضعه منی
فمن آذاهـا فـقـد اذانی و من احبـها فـقـد احبنی
(بحارالانوار،ج43ص29)پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
فاطمه پاره وجود من است، هر که او را بیازارد مرا آزار داده و
هر که او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده است.
هميشه رحمت خدا را براي خودمان و غضب خدا را براي دشمنان خود مي دانيم، مراقب باشيم كه خدا علاوه بر رحمت براي ما غضب هم دارد.
خداي من! هر چند من بسيار گناه كرده ام ولي اين بنده گناه كار و رو سياه عشق حسين عليه السلام و ابوالفضل العباس عليه السلام را در دل دارد.
يا فاطمه (سلام الله عليه) تو شفيع ما باش، ما براي عزاي فرزندت حسين(عليه السلام) بسيار عزاداري كرده ايم، اين عزاداري را از ما قبول و در روز حساب شفيع ما باش.
4- اين حديث را نيز بسيارى از محدثان شيعه و اهل سنت نقل كردهاند كه پيامبر فرمود:
من آذاها فقد آذانى.
و من اغضبها فقد اغضبنى.
من سرها فقد سرنى.
و من سائه فقد سائنى.
هر كس او را آزار دهد مرا آزار داده است.
و هر كس او را خشمگين كند مرا خمشگين ساخته.
هر كس او را مسرور كند مرا مسرور ساخته نموده.
و هر كس او را اندوهگين سازد مرا اندوهگين ساخته است!
شيعه و سنى روايت كرده اند كه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) بارها
دخترش فاطمه زهرا (عليها السلام) را در حضور مهاجر و انصار «بانوى بانوان
جهان از آغاز خلقت تا پايان روزگار» و «بهترين زنان جهان» و «بهترين زن
بهشتى» خواند.
الهي اين نفس بي حب زهرا(سلام الله عليها) اگر رفت به سينه بر نگردد.
فاطمه بضعه منی
فمن آذاهـا فـقـد اذانی و من احبـها فـقـد احبنی
فاطمه پاره وجود من است، هر که او را بیازارد مرا آزار داده و
هر که او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده است.
(بحارالانوار،ج43ص29)